همسرداری | آیین همسرداری

همسرداری,همسرداری موفق,همسرداری در اسلام,همسرداری حضرت فاطمه,همسرداری آیین,همسرداری حضرت علی,همسرداری خوب,همسرداری اسلامی,آیین همسرداری

انگیزه به چه معناست

انگیزه چیست

اگر بگوییم چون در زندگی مشکل هست دیگر نمی توان به زندگی امیدوار بود، حرف درستی نیست. زیرا اگر بدین شکل به زندگی بنگریم پس قطعا نباید در دنیا هیج فرد امیدوار و باانگیزه ای وجود داشته باشد. هیچ اختراعی نباید در دنیا صورت می گرفت؛ زیرا تا فرد به کوچکترین مشکلی در کار بر می خورد انگیزه و امید خود را از دست می داد. یا هیچ فوتبالیست معروفی نباید وجود می داشت زیرا اگر توپش وارد دروازه نمی شد ناامید و بی انگیزه می شد و فوتبال را کنار می گذاشت.

فکر می کنید علی دایی چند گل ملی زده است؟ او با ۱۰۹ گل ملی بهترین گلزن ملی دنیاست و اقای گل جهان است. اما آیا تمام شوت هایش وارد دروازه و تبدیل به گل شده است؟ علی دایی از وقتی فوتبال را شروع کرده هزاران گل نزده دارد. هزاران شوت دارد که به تیرک دروازه خورده و هزاران شکست داشته اما ما فقط پیروزی ها و گل هایش را دیده ایم. اگر او از همان ابتدا با یک شکست کوچک فوتبال را کنار می گذاشت آیا الان به این موفقیت می رسید؟

انگیزه چیست ؟ افراد بسیاری هستند که در زندگی موفق نیستند، نه بخاطر اینکه استعداد، مهارت یا توانایی ندارند، بلکه بخاطر اینکه انگیزه کافی ندارند و خیلی زود خسته می شوند و به بهانه های مختلف کاری که انجام می دهند را رها می کنند.

یقینا داشتن امید در شرایط سخت زندگی کار آسان و راحتی نیست. بی شک بزرگترین هنر هر انسانی امیدوار بودن در شرایط سخت و دشوار زندگی است.

انگیزه ای برای زندگی ندارم

در این مقاله می خواهم شما را با ۳ تکنیک فوق العاده مهم ایجاد انگیزه برای زندگی آشنا کنم که اگر آنها را به کار بگیرید چراغ انگیزه در شما هیچگاه خاموش نخواهد شد.

ایجاد انگیزه برای زندگی

۱- تکنیک اول ایجاد انگیزه برای زندگی : داشتن علاقه و اشتیاق به کارهایی که انجام می دهید.

یکی از نکات مهم که باید برای ایجاد و حفظ انگیزه به آن توجه بسیاری داشت انجام کارهایی است که به آن اشتیاق و علاقه دارید. اگر در مورد کار و مسیری که در زندگیتان طی می کنید شور و اشتیاق فوق‌العاده‌ای داشته باشید، همیشه برای انجام کارهایتان باانگیزه خواهید بود و برای انجام مسئولیت‌ها و تکمیل وظایفتان هر کاری که از دستتان برمی‌آید را انجام خواهید داد.

شما نباید صبح ها افسرده و بی میل از خواب بلند شوید. نباید فردی همیشه خسته و اخمو باشید و از کارهایی که در طول روز می کنید نفرت داشته باشید. شما نباید تمام انرژی خود را صرف تحمل کردن رئیس و دیگر اطرافیانتان بکنید. شما نباید هر روز جمله «این زندگی کردن نیست» را با خود تکرار کنید.

شما باید خوشحال باشید که باز صبح شده است. اشتیاق و علاقه تان هر چیزی که باشد، سرگرم آن شدن به شما انرژی می­دهد و با انگیزه بیشتری هدفتان را دنبال کنید. کاری که برایتان مثل تفریح و سرگرمی است دوست دارید ساعت ها برایش وقت بگذارید.

یک بار توماس ادیسون گفت: من در تمام عمرم یک روز کاری هم نداشتم، همه اش تفریح و لذت بود. خیلی از انسانهای موفق هم شبیه او هستند. برای همین اگر دنبال رویاهایتان بروید، بقیه چیزها همگی سرجای خودشان قرار می گیرند. شاید وقتش رسیده که بالاخره انتخاب کنید؟
چگونه انگیزه خود را از دست ندهیم

بیایید برای لحظه ای به زندگیتان نگاه کنید. برای داشتن انگیزه در زندگی باید هدفی را دنبال کنید که به آن علاقه مند باشید شما باید با علاقه کار کنید. اگر کار روزمره تان شما را خسته کرده و هیچ علاقه ای به آن ندارید، وقتش است که دنبال کاری بروید که دوست دارید.

هیچکس نمی داند تا کی زنده است، پس چرا باید در زندگی کارهایی را انجام دهیم که از آن لذت نمی بریم؟

ایجاد انگیزه در زندگی

۲- تکنیک دوم ایجاد انگیزه برای زندگی : یک مجله موفقیت برای خود درست کنید.

یکی دیگر از راه های ایجاد انگیزه برای زندگی در نظر گرفتن موفقیت های هر چند کوچک و لذت بردن از آنهاست. یک دفتر تهیه کنید و تمام موفقیت های قبلی زندگیتان، موفقیت هایی که بعداً به آن دست پیدا می کنید و شادی های زندگیتان را در آن ثبت کنید. گاهی وقت بگذارید و نوشته هایتان را بخوانید، این می تواند منبع انگیزه خوبی برای شما باشد.

۳- تکنیک سوم ایجاد انگیزه برای زندگی : به دنبال الگوی موفق باشید تا انگیزه تان چند برابر شود.

هر رویایی که در سر دارید احتمال اینکه افراد موفق در آن زمینه وجود داشته باشند زیاد است. پس به دنبال افرادی باشید کاری را که می خواهید انجام دهید را قبلا انجام دادند. اگر در اطرافتان نیست بدنبال آن در کتابها، فیلم های آموزشی و یا وب سایت های شخصی بگردید و از اشتباهات، شکست ها و پیروزی های آنها استفاده کنید.

اینکه دیگران هم همین راه را رفته باشند و به موفقیت رسیده باشند به شما انگیزه زیادی می دهد. مثلاً فردی تعریف می کرد همسرم به بیماری سرطان مبتلا شد. با اینکه در ابتدا از لحاظ روحی ضربه شدید خورد اما بعد از مدتی گفت: «من فلانی را که قبلاً سرطان داشت اما الان خوب شده تجسم می کنم. او توانست از پس این بیماری بر بیاید بنابراین من هم می توانم.» او با این روش انگیزه و امید خود را برای مبارزه با بیماری اش چندین برابر کرد.

چرا انگیزه ندارم ؟ افرادی زیادی برای مشاوره به من مراجعه می کنند و میگویند: چرا انگیزه ندارم ؟
چگونه انگیزه خود را قوی کنیم

علی ۲۳ سال داشت و به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده بود. او می گفت نمی دانم چرا میل و انگیزه ای برای زندگی و یافتن شغل مناسب ندارم. سحر ۳۰ ساله هم مدتی بود که می خواست لاغر کند اما می گفت دیگر حوصله و انگیزه رژیم گرفتن را ندارم و افراد بسیاری که هر کدام از بی انگیزگی در زندگی شکایت داشتند.

چرا انگیزه ندارم

وجود انگیزه و عدم انگیزه در زندگی از چه عواملی نشات می گیرد:

۱- عامل اول بی انگیزگی در زندگی : انسان‌ها در برابر این موضوع که رویدادهای زندگی تحت کنترل آنهاست یا نه، به دو دسته تقسیم می‌شوند.

گروه اول کسانی هستند که می‌گویند مسئولیت‌ زندگی برعهده خودمان است و سرنوشت را خودمان می سازیم.

گروه دوم برعکس این افراد، باور دارند اتفاقاتی که در زندگی پیش می‌آید، به آنها مربوط نیست و این جبر روزگار است که بر انها چیزی را تحمیل می کند. فردی که احساس می‌کند رویدادها و اتفاقات را نمی‌تواند کنترل کند، باور دارد سعی و تلاشش هم بیهوده است.

مثلا دانش‌آموزی که فکر می‌کند هر چقدر درس بخواند باز هم معلم به او نمره کم می‌دهد برای درس خواندن بی انگیزه می شود. یا کارمندی که باور دارد، مدیر با او سر لج دارد و به کارهایش بها نمی دهد، دست از سعی و تلاش برمی‌دارد و دیگر شور و شوقی برای ادامه کار ندارد.
چگونه به خودمان انگیزه بدهیم

چرا بی انگیزه ام

۲- عامل دوم : گرفتن تصمیم های زیاد نیز از علل بی انگیزگی محسوب می شود.

اهمیتی ندارد که چقدر منطقی و روشنفکر باشید، شما نمی توانید مدام و پشت سر هم تصمیم بگیرید. در این وضعیت هر چه انتخاب های پیش روی شما بیشتر باشد، انجام آنها توسط مغز مشکل تر می شود و گاهی مغز به دنبال یک راه فرار (در رفتن از زیر کار) خواهد گشت چیزی که آن را بی میلی برای انجام کار می دانید.

خستگی از تصمیم گیری فقط با تصمیم های بزرگ پیش نمی آید. تعداد زیادی تصمیم کوچک هم می توانند به مرور چنین خستگی ای ایجاد کنند. پس اگر انتخاب هایتان را مدیریت نکنید، حال این انتخاب ها کوچک باشند یا بزرگ، به مرور دچار این خستگی و بی انگیزگی خواهید شد.

۳- عامل سوم چرا من انگیزه ندارم : طرد شدن از سوی دیگران می تواند انگیزه را نابود کند.

زمانی که شما طرد می شوید یا حرف های شما پذیرفته نمی شود، تمایل به تلاشتان را از دست می دهید. زیرا فکر می کنید که دیگر هیچ کسی به تلاش شما اهمیت نمی دهد. واضح است که عدم پذیرش شما توسط یک یا چند نفر، اتفاق مهمی نیست و به معنی طرد شدن از کل انسان ها نیست، اما اثری که روی شما می گذارد ممکن است به همان اندازه بزرگ باشد.

زندگی بالا و پایین های بسیار دارد اگر یاد نگیرید که چگونه انگیزه و امید خود را حفظ کنید هر زمان که اتفاق ناخوشایندی برایتان بیفتد، شدیداً احساس ناخوشنودی خواهید کرد.

چطور انگیزه پیدا کنیم شاید شما هم جزء آن دسته از افرادی باشید که با خود می گویید: هدف دارم ولی انگیزه ندارم یعنی اهدافی در زندگی دارید و رویاهایی را در سر می پرورانید اما هنوز برای رسیدن به آنها قدمی برنداشته اید و این ذهنیت را دارید که رویاهایتان نمی تواند رنگ واقعیت بگیرد.

آیا هدف خود را دست نیافتی می بینند. و نور امید و انگیزه در دلتان کمرنگ شده است؟ اگر می خواهید جزء افرادی نباشید که با حسرت به گذشته خود نگاه می کنند مقاله « هدف دارم ولی انگیزه ندارم » را با دقت بخوانید.

همه ما در زندگی خود اهدافی داریم که دلمان می خواهد به آنها برسیم. برای رسیدن به هدف باید تلاش کرد. این تلاش نیازمند وجود انگیزه است. اما چگونه برای خود ایجاد انگیزه کنید؟ مهم ترین عوامل ایجاد انگیزه در زندگی چیست؟

شاید پیش خود بگویید: بسیاری ازمواقع پیش آمده برای انجام کاری بی نهایت هیجان زده بوده ام اما پس از گذشت زمان کم کم از شدت شور و هیجانم کاسته شده است و انرژی و انگیزه خود را از دست می دهم و آن را نیمه کاره رها می کنم.

هدف دارم ولی انگیزه ندارم

باید بگویم این مشکل همه افراد است. اما برای این منظور راهکار هایی وجود دارد که می توان انگیزه و امید را تا پایان کار حفظ کرد. یکی از راهکارها برای شما که می گویید هدف دارم ولی انگیزه ندارم این است:

راهکار: اگر هدف بزرگی در زندگی دارید آن را به هدفهای کوچکتر بشکنید.

اگر به کارهای بزرگ و به ظاهر غیر ممکن فکر می کنید تمام انگیزه خود را از بین می برید.دلایل بی انگیزگی در زندگی  به جای غرق شدن در این افکار و اینکه اجازه دهید خواسته هایتان همانطور دور بمانند، بلند شوید و وظایف خود را به کارهای کوچک تر و دست یافتنی تر تقسیم کنید. یعنی هدف بلند مدت خود را به چندین هدف کوتاه مدت تقسیم کنید. اینطوری با یک به یک انجام دادن کارها احساس موفقیت می کنید.

اگر می ترسید یک کار بزرگ را شروع کنید یا نمی خواهید انگیزه و انرژی خود را در هنگام انجام آن از دست بدهید، حتماً آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنید. کارهای کوچکتر باعث می شود که از لحاظ روانی راحت تر بتوانید به خواسته تان نزدیک شوید و آن را شروع کنید. زیرا با انجام هر یک از این تکه ها و تمام کردن آنها، حس موفقیت به شما دست می دهد و انگیزه شما برای انجام بقیه بالاتر می رود.

هدف دارم ولی انگیزه ندارم چه کنم ؟ بر فرض اگر هدف شما اینست که تا ۵ سال دیگر آرایشگر ماهری شوید برای رسیدن به این هدف باید چه کنید؟ چه استراتژی ها و چه برنامه های کوچک و بزرگی باید بریزید؟

مثلاً پرس و جو کردید و فهمیدید بهتر است برای آرایشگری ابتدا به مدت یک سال در آموزشگاه، دهنده مدرک دیپلم آرایشگری فنی حرفه ای ثبت نام کنید و ابتدا آرایشگری را به صورت اصولی و کلی بیاموزید. پس هدف کوچکتر شما می شود یادگیری آرایشگری به صورت کلی. سال بعد در حوزه های تخصصی و مورد علاقه خود دوره بروید. مثلاً ۶ ماه دوره کوتاهی مو بروید. بعد از آن ۶ ماه دیگر دوره رنگ و مش مو و البته حداقل به مدت یک سال در آرایشگری شاگردی کنید تا مهارت ها و نکات ریز را بیاموزید.

شما باید بدانید قدم های بعدی برای رسیدن به هدف بزرگتان چیست و برایش برنامه ریزی مالی و زمانی بکنید. اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهید، می توانید بزرگ ترین و پیچیده ترین کارها را به انجام برسانید.

هدف دارم انگیره ندارم . البته نکته فراموش نکنید هر هفته یا هر ماه پیشرفت خود را چک کنید. هر هدف کوچک و کوتاه مدتی را که با موفقیت پشت سر می گذارید خود را یک گام به هدف اصلی نزدیکتر ببینید. هر کسی دوست دارد بداند که هر روز چقدر به هدف و خواسته هایش در زندگی نزدیکتر می شود. اگر ببینید که در مسیر درست هستید و هر بار پیشرفت قابل ملاحظه ای می کنید، انگیزه شما بیشتر می شود؛ اما اگر ببینید در رسیدن به هدف تعلل می کنید، این تلنگری به شماست تا دوباره به مسیر اصلی برگردید.

در این مقاله می خواهم یکی از مهم ترین راههای ایجاد انگیزه در خود را به شما آموزش دهم.

قبل از اینکه راههای ایجاد انگیزه را به شما بگویم به این سوال پاسخ دهید: چگونه می توانید در حفظ انگیزه تان موفق باشید اگر شما هنوز نمی دانید که به کجا قرار است بروید؟

برای روشن شدن نور انگیزه، افزایش امید و ایجاد تغییرات مثبت در زندگیتان این است که ببینید واقعا چه می خواهید؟

دوست دارید به چه آرزوهایی در زندگیتان دست یابید؟ به کجا برسید؟ چه چیزهایی باعث می شود صبح ها زودتر از خواب بلند شوید و شب ها دیرتر به رختخواب بروید؟

هدف زندگی خود را دریابید.

بعضی افراد در انتخاب اهدافشان اشتباه می کنند و یک عمر حسرت می خورند، چرا کاری که دوست داشتند و در آن استعداد داشتند را دنبال نکردند؟ چرا به خاطر چشم و هم چشمی فلان کار را شروع کردند در صورتی که اصلاً آن را دوست نداشتند و یک عمر بی رغبت و بی انگیزه زندگی کردند؟

راههای ایجاد انگیزه

هدفی که هوشمندانه انتخاب شده باشد و شما واقعا از ته دل بخواهید به آن دست یابید به شما کمک می کند تا هر کاری را که لازم است انجام دهید تا جایی که سماجت و قدرت اراده شما برای دیگران شگفت انگیز و مثال زدنی خواهد بود و آنقدر توانمند خواهید شد تا به هدفتان هر چند با مشکلات فراوان دست یابید.

آنچه که در این میان بسیار اهمیت دارد این است که اهدافتان را خود بر اساس علایق و استعدادهایتان انتخاب کنید، بدون اینکه به اعضای خانواده و دوستانتان اجازه دهید بر شما تاثیر بگذارند. اهدافی که اطرافیان به شما تحمیل می کنند هیچ تاثیری در ایجاد انگیزه شما ندارند.

راههای ایجاد انگیزه در زندگی : مراجعه کننده ای داشتم که تعریف می کرد: «اصلاً اهل درس و دانشگاه نبودم از همان دوران نوجوانی به کار آرایشگری علاقه فراوان داشتم. اما پدرم قبلاً رئیس بانک بود و دوست داشت من هم یک کار دولتی داشته باشم و شدیداً مخالف این بود که کار آرایشگری را دنبال کنم.

علی رغم میل باطنی ام حسابداری خواندم و به سفارش یکی از دوستان پدرم در اداره ای مشغول به کار شدم. هر کس مرا می بیند می گوید: خوش به حالت که فلان جا سر کار می روی. اما من هیچ انگیزه ای برای رفتن به سر کار ندارم. خدا خدا می کنم چند روز تعطیلی شود و سر کار نروم. از جلوی مغازه های آرایشگری که رد می شوم با حسرت نگاه می کنم و آرزو می کنم کاش من به جای صاحب آن بودم.»

راه های افزایش انگیزه

ای عزیزی که می گویی بی انگیزه هستم می خواهم توصیه ای در خصوص ایجاد انگیزه به شما بکنم:

اگر به کاری که انجام می دهید علاقه ای نداشته باشید و در راستای استعدادهایتان نباشد حتی اگر اول کار را با شور و شوق شروع کنید مطمئنا بعد از مدتی با کوچکترین مشکلی انگیز و رغبت خود را از دست می دهید. پس به دنبال هدفی بروید که دلتان آنجاست. راهی را پیدا کنید که به زندگیتان معنا و مفهوم دهد. وقتی چیزی پیدا کردید که برایش زندگی کنید، مطمئناً بهتر زندگی خواهید کرد. معنای زندگی شما چیزی است که خودتان تعیین می کنید.

اگر تا به حال مسیر را اشتباه می آمدید هم اکنون تصمیم به تغییر آن بگیرید. اگر از شغل فعلی خود ناراضی هستید آن را عوض کنید. اگر ادامه تحصیل را دوست دارید هم اکنون اقدام کنید. هر موفقیتی با یک تصمیم و یک تغییر آغاز می شود. اگر تا به حال با دقت به این موضوع نگاه نکرده بود از امروز حتماً به آن توجه کنید. این خود شما هستید که سرنوشت زندگیتان را تعیین می کنید.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 1
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 21:02 توسط rahelefeizi |

هدف به چه معناست

هدف چیست ؟

هدف چیست ؟ داشتن هدف در زندگی چقدر مهم است؟ یک هدف چه ویژگی هایی دارد؟ تفاوت هدف با آروز چیست؟ یک هدف باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ چرا بعضی ها هدف ندارند؟ چگونه می‌ توانید هدفی را انتخاب کنید؟ بعد از آنکه هدف خود را انتخاب کردید، در ارتباط با آن باید چه کارهایی را انجام دهید؟ و… سوالات بی شماری که قصد دارم در این مقاله و مقالات بعدی به آن بپردازم تا شما دوستان عزیز بتوانید هدف خود را در زندگی مشخص کنید و به آنچه می خواهید برسید.

هدف چیست ؟

تعریف هدف : هدف خواسته دقیق و روشن و وضعیتی است که می ‌خواهید در آینده داشته باشید که مدام ذهن شما را برای رسیدن به آن درگیر خود می کند. هدف، همان خواسته ای ‌است که می‌خواهید به آن برسید یعنی رسیدن به آن‌ چه می خواهید و می ‌توانید باشید. هدف همان تصاویر خوبی ‌است که در ذهن، از خود و زندگی آینده خود ساخته‌اید. هدف همان نتیجه ای ‌است که در اثر برنامه ریزی، تلاش و پشتکار شما به دست می ‌آید. رسیدن به هدف یعنی واقعیت بخشیدن به رویاها.

اگر شما وارد یک آژانس هواپیمایی شوید و از آنها بخواهید برای شما بلیط صادر کنند اما مقصد را ندانید هیچ گاه این کار را نمی کنند چون مقصد و هدف شما مشخص نیست هدف باید دقیقاً مشخص باشد که شما در چه تاریخی به چه کشوری می خواهید سفر کنید.

چرا داشتن هدف در زندگی این قدر مهم است؟

داشتن هدف ضروری است چون حرکت بدون هدف معنایی ندارد. اگر هدف نداشته باشید مگر مهم است به کدام سمت بروید. اصلاً چرا باید بدون هدف حرکت کنید؟ وقتی هدف ندارید در چه راهی قدم خواهید گذاشت؟ مگر فرقی هم می‌ کند که در چه راهی قدم بگذارید؟ اگر هدف نداشته باشید تمام عمرتان را صرف رویا‌پرداز‌ی‌ های بیهوده خواهید کرد.

شما باید به این سوالات مهم در زندگیتان جواب دهید: هدف من چیست؟ من چه اهداف کوچک و بزرگی در زندگی دارم؟ به کدام یک از هدف هایم رسیدم و به کدام نرسیده ام؟ چرا به بعضی هدف هایم نرسیده ام؟ آیا به خاطر سهل انگاری من بوده است؟ چگونه به اهدافم در آینده برسم؟ چگونه برنامه ریزی کنم؟ و …

یک کشتی را در دریا در نظر بگیرید اگر این کشتی مقصد مشخصی داشته باشد و بداند به کدام سمت می خواهد برود دقیقاً به همان سمتی که می خواهد، حرکت می کند. حتی اگر بادهایی مخالف جهت حرکت آن بوزند کشتی همچنان به راه خود ادامه می دهد، چرا؟ زیرا مقصد از قبل مشخص است. اما اگر یک کشتی بدون مقصد خاصی در دریا به راه بیفتد بادها آن را به هر سمتی و سویی که بخواهند می کشانند و اختیار کشتی به دست بادهای دریا می افتند.

این مثال در مورد آدم ها هم همین طور است. خیلی افراد بدون هیچ هدفی زندگی می کنند و اگر از آنها بپرسید برنامه فردایشان چیست، می گویند: نمی دانم، حالا تا فردا خدا بزرگه، اصلاً تا فردا کی مرده کی زنده. یا اگر بپرسید بعد از اتمام تحصیلات می خواهید چکاری را شروع کنید می گویند: هر کاری پیش بیاد، باید ببینم چی میشه.

عزیزان این را بدانید اگر نتوانید وضعیت خود را در آینده مشخص کنید،‌ ناچار محیط اطرافتان، وضعیت را به شما تحمیل می‌ کند و مثل کشتی بدون مقصدی می شوید که در دریای پر تلاطم اختیارش به دست بادهای موافق و مخالف می افتد پس چه بهتر که بدانیم هدف ما چیست ؟

هدف خود را معلوم کنیم و به سمتش در حرکت باشیم. داشتن اهداف دقیق، روشن و از پیش تعیین شده برای رسیدن به موفقیت ضروری است.

طبق تحقیقات دانشگاه استنفورد ، ۹۷ درصد مردم جهان در زندگی خود هدف مشخص و روشنی ندارند و تنها ۳ درصد از مردم می دانند که دقیقاً از زندگی چه می خواهند. درنتیجه زندگی آنها هیچ معنا و مفهوم واقعی ندارد و با حس عدم قطعیت درمورد آینده همراه است. اصولاً همه مردم کار و فعالیت می کنند اما نمی دانند هدف چیست ؟ زمانی که از آنها بپرسید که از زندگی چه می خواهند و یا هدف آنها در زندگی چیست جواب اکثرشان این است که «اِ اِ اِ نمی دونم» یا «باید راجع بهش فکر کنم» این افراد هرگز به جایگاهی که باید برسند و لیاقتش را دارند نمی رسند.

واقعیت این است که بیشتر مردم هدف زندگی خودشان را نمی دانند. به همین دلیل زندگیشان با شانس و تصادف پیش می رود، به چیزهایی می رسند که برایشان اتفاق بیفتد به جای اینکه خودشان آن اتفاق ها را ایجاد کنند.

تعیین هدف به افراد کمک می کند مطمئن شوند اعمالی که روزانه انجام می دهند به آنچه که نهایتاً در زندگی خود می خواهند منتهی می شود. این باعث می شود بتوانند سرنوشت زندگیشان را خود رقم بزنند.

فواید داشتن هدف چیست

در این مقاله می خواهم چند کلمه ای در مورد فواید داشتن هدف در زندگی و اینکه چگونه هدف داشته باشیم با شما صحبت کنم. دوستان شما از کدام تیپ آدم ها هستید از آنهایی که در زندگی هدف مشخصی دارند یا از آنهایی که هر کاری را بدون هدف و هر چه پیش آید خوش آید انجام می دهند هستید. ویژگی مشترک تمام انسان های موفق داشتن هدف هایی مشخص و روشن بوده است. در واقع چیزی که افراد را از یکدیگر متمایز می کند در نگاه اول داشتن یا نداشتن هدف است.

و اما چگونه هدف داشته باشیم ؟ داشتن هدف چه ضرورتی دارد؟ چگونه می توان هدفی را تعیین کنیم؟ بعد از آنکه هدف خودرا انتخاب کردیم، درارتباط با آن لازم است چه کارهایی انجام دهیم؟  اگر نتوانیم وضعیت خود را در آینده تعیین کنیم، به ناچارمحیط پیرامون، وضعیتی را به ما تحمیل می کند. برای همین است افرادی که هدف ندارند نمی دانند که به کدام جهت بروند و به ناچارهر آنچه که برایشان پیش می آید را باید بپذیرند.

فواید داشتن هدف :

  • داشتن هدف به انسان اعتماد به نفس، انگیزه وعشق به زندگی می دهد.
  • انسان هدفمند پویا و فعال است و کمتر به دنبال افکار منفی است.
  • با داشتن هدف است که انسانها می توانند به جاهای بزرگ برسند.
  • یکی از رموز موفقیت انسان داشتن هدف در زندگی است. داشتن هدف است که انسان های بزرگ را از دیگران متمایز می کند و گرنه هیچ انسان موفقی از ابتدا موفق به دنیا نیامده است.

شما چگونه هستید؟ آیا در زندگی هدف دارید؟ آیا برای آینده خود برنامه ریزی کرده اید؟ آیا نقشه زندگی خود را ترسیم کرده اید؟ آیا برای آینده خود رویایی در سردارید؟

چگونه هدف داشته باشیم ؟

۱- هدف های خود را روی کاغذ بنویسید.

همین امروز هدف های خود را مشخص کنید و فکر کنید دقیقاً چه می ‌خواهید. هدفتان را روی کاغذ بنویسید و به دیوار اتاقتان بچسبانید. قطعاً هر گاه به آن نگاه ‌کنید انرژی بیش‌ تری را برای رسیدن به هدف خود صرف می کنید. با داشتن هدف مکتوب و برنامه‌ ای منظم، کارایی شما بیشتر از کسی خواهد بود که تنها هدف‌ هایش را در ذهن نگه می ‌دارد.

بنابراین ابتدا تمام خواسته های خود را روی کاغذ بنویسید. سپس یکی یکی این اهداف را از جهت مفید بودن ارزش گذاری کنید. از خود درباره تک تک خواسته هایتان پرسید، آیا این هدف برای من و زندگی من لازم است؟ آیا به اندازه کافی مفید و باارزش است؟ آیا هدفی ضروری تر از این هدف نیست؟

۲ـ هدف کلی زندگی خود را با مطالعه، فکر، تحقیق و مشورت تعیین کنید.

شما دوست دارید مردم چه تصویری از شما داشته باشند و به چه عنوانی شما را بشناسند. شاید یافتن این مورد کمی سخت باشد اما غیر ممکن نیست. در این راه تنها با کسانی مشورت نمایید که در مورد موضوع هدف متخصص باشند.

۳ـ در انتخاب هدف واقع بین و منطقی باشید.

اهداف نباید ناشی از توهم و خیال پردازی های زیاد باشند که رسیدن به آن ها غیر ممکن باشد یعنی اهدافی را انتخاب کنید که دستیابی به آنها شدنی است. زندگی یک رویای شیرین نیست که با تخیل به آن دست یابید، بلکه واقعیتی است که خیلی چیزها در آن محدود شده است. بنابراین هدفی داشته باشید که می دانید می توانید به آن برسید.

۴- هدف باید دارای تاریخ باشد.

یک مدت زمان مشخص برای رسیدن به هدف خود تعیین کنید. این کار باعث می شود که با تلاش بیشتری کارها را جلو ببرید و هدف خود را جدی تر ببینید.

۵- برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی کنید.

مسیرهایی را طراحی کنید که شما را به هدفتان می رساند و برای این کار حتماً از افراد مطمئن و راه بلد مشورت بگیرید.

امیدوارم در کارهایتان هدف مشخصی داشته باشید و هر کاری را با برنامه ای از پیش تعیین شده انجام دهید.

اهمیت و ضرورت هدف گذاری در زندگی

مهمترین عامل برای رسیدن به موفقیت، تعیین دقیق اهداف است. هدف گذاری در زندگی مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است، هدف ها مسیر زندگی و مقصد را روشن می کنند. هدف گذاری در زندگی یعنی ترسیم جاده ای برای مقصد. آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ ندارند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود.

یکی از مهم ترین مهارتهایی که باید در خود تقویت کنید، مهارت هدف گذاری در زندگی است.

هدف گذاری در زندگی یعنی …

من کیستم؟

در حال حاضر کجا هستیم؟

به کجا می خواهم بروم؟

چرا می خواهم بروم؟

چگونه می خواهم برسم؟

به چه چیزهایی برای رسیدن نیاز دارم؟

چه زمانی خواهم رسید؟

و …

وقتی که هدف ها مشخص شدند برای نحوه رسیدن به اهداف باید طرح ها، برنامه ها و کلیه فعالیت هایی که منجر به تحقق اهداف می شوند را تعیین کنید.

مزایای هدف گذاری در زندگی :

  • هدف گذاری در زندگی باعث ایجاد انگیزه و انرژی در شما می شود.
  • هدف گذاری شرط لازم برنامه ریزی است، برنامه بدون هدف معنی ندارد.
  • هدف گذاری به زندگیتان جهت و معنا می دهد.
  • هدف گذاری باعث می شود تمرکزتان بر فعالیت هایتان بیشتر شود.
  • هدف گذاری امکان اندازه گیری پیشرفت و ارزیابی عمکرد را فراهم می کند.
  • هدف گذاری باعث افزایش اعتماد به نفس شما می شود.
  • هدف گذاری احتمال رسیدن به موفقیت را بیشتر می کند.

توصیه های لازم برای هدف گذاری در زندگی

۱- فهرستی از تمامی اهدافی که باید به آنها برسید را تهیه کنید

۲- با توجه به اینکه همزمان نمی توان به همه اهداف تعیین شده رسید اهداف خود را اولویت بندی کنید.

۳- اولویت های مشخص شده را رعایت کنید یعنی ابتدا ازهدفی شروع کنید که اولویتش از همه بیشتر است .

۴- در صورت بزرگ بودن اهداف آنها را به هدف های کوچکتر تقسیم کنید.

۵- فهرستی از کارهایی که باید برای رسیدن به هر هدف انجام دهید را تهیه کنید.

۶- یک فرم تعیین اهداف ماهانه تهیه کنید و برنامه ریزی کنید چه فعالیت هایی را باید در جهت رسیدن به هدف خود در این ماه انجام دهید.

۷- یک فرم تعیین اهداف هفتگی تهیه کنید. یعنی هفته خود را با لیست کردن کارهای مهم در جهت رسیدن به هدفتان شروع کنید.

۸- یک فرم تعیین اهداف روزانه تهیه کنید. یعنی هر روز صبح مهمترین کارهایی که باید در جهت رسیدن به هدفتان در طول روز انجام دهید را مشخص کنید.

هر رویدادی در زندگی دو بار اتفاق می افتد، یک بار در ذهن و خیال و بار دیگر در عمل. آینده شما بستگی به هدف هایی دارد که هم اکنون انتخاب می کنید.

هدف در زندگی

گاهی اوقات شما انتخاب هدف و تلاش برای رسیدن به هدف در زندگی تان را به تعویق می اندازید. روزها پشت سر هم می آیند و می روند عمر گران مایه می گذرد اما هیچ تغییر و تحولی در زندگی تان به وجود نمی آید و با خود فکر می کنید امروز که گذشت اما فردا چنین و چنان می کنم. فردا هم می آید و می رود باز می گویید فردا نه از شنبه، شنبه ها هم می گذرند و آن فرصت های طلایی هرگز نمی رسند و غافل از اینکه که امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش بودید.

به راستی دلیل این همه تعلل و سستی چیست؟

اگر هر روز صبح سرشار از انرژی و امید از خواب بیدار نمی شوید به خاطر این است که شما در زندگی تان هدف ندارید. این بی هدفی است که تیشه بر ریشه فرصت هایی طلایی عمر ما می زند و زمان را به هدر می دهد.

آیا می دانید داشتن هدف در زندگی می تواند چه تاثیرات مفید و مثبتی برروی سلامت جسم و روح شما داشته باشد؟

۱- تاثیرات داشتن هدف در زندگی بر جسم انسان

تحقیقات نشان می دهد داشتن هدف در زندگی می تواند بر سلامتی و طول عمر تاثیر بگذارد. دکتر کوهن و همکارانش با بررسی اطلاعات و مطالعه از مجموع ۱۳۷۰۰۰ مرد و زن، دریافتند افرادی که حس هدفمندی کمتری دارد، احتمال بیشتری دارد که دچار سکته‌ مغزی، حمله قلبی و یا بیماری‌های عروقی تصلب شرائین شوند. البته مزایای زندگی هدفمند تنها به سلامت قلب محدود نمی‌ شود.

تحقیقات انجام شده در دانشکده‌ پزشکی دانشگاه Rush در شیکاگو اثبات می‌کند که زندگی هدفمند از ذهن نیز محافظت می‌کند. دکتر پاتریکا ای بویلر، متخصص مغز و اعصاب مرکز بیماری آلزایمر Rush معتقد است هدف هر آنچه که باشد به مغز انعطاف‌پذیری می‌ بخشد. داشتن هدف در زندگی ، مغز شما را در برابر بیماری ‌هایی مانند آلزایمر قوی ‌تر و مقاوم ‌تر می‌ کند.

۲- تاثیرات داشتن هدف در زندگی بر روح و روان انسان

داشتن هدف به زندگی معنا می دهد. داشتن هدف آرامش بخش زندگی است. برای داشتن آرامش در زندگی عوامل بسیاری وجود دارند که یکی از مهم ترین این عوامل داشتن هدف در زندگی است. روشن و واضح بودن هدف زندگی یکی از عوامل مهم آرامش ، شاد زیستن و سلامتی روانی فرد است.

بسیاری از سردرگمی ها و افسردگی ها در اثر این است که افراد هدف مشخص و روشنی برای زندگی خود ندارند. اگر انسان نتواند هدف زندگی خود را بیابد زندگی برای او پوچ، بی هدف و بی معنا خواهد بود.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

آن کس که بداند از کجا آمده، در کجاست، و به کجا رهسپار می شود، مشمول رحمت الهی خواهد شد.

علاوه بر تاثیراتی که تعیین هدف بر سلامت جسم و روح دارد. تاثیرات شگفت آور دیگری در زندگی و آینده شما دارد که در این مقاله به گوشه ای از این مزایا اشاره خواهیم کرد.

مزایای داشتن هدف در زندگی :

  • داشتن هدف در زندگی ، باعث می شود از تقلید کورکورانه و گم شدن در راهی که مقصود شما نیست دوری کنید.
  • هدف مسیر و مقصد زندگی را تعیین و روشن می کند و به شما اعتماد به نفس، انگیزه و عشق به زندگی می دهند.
  • داشتن برنامه و هدف در زندگی ، حس حرکت می دهد و در شما انرژی می آفریند.
  • با داشتن هدف در زندگی می دانید که یک سال آینده ، پنج سال بعد و ده سال دیگر ، می خواهید در کجا و چه موقعیتی باشید.
  • اگر شما برای خود هدف در زندگی تعیین کرده باشید و چشم اندازی دقیق از آینده خود مد نظر داشته باشید با تمرکزی دقیق به سمت هدفتان حرکت خواهید کرد و دست از کارهای بیهوده و وقت تلف کنی خواهید کشید.
  • به تدریج نظم و برنامه ریزی ملکه ذهن شما می شود و خیلی زود به موفقیت های باورنکردنی خواهید رسید.

پس بیایید در هر سنی که هستید و در هر مرحله و شرایطی که هستید نه با رویاپردازی و آرزوهای دور و دراز، بلکه با منطق و واقع بینی آنچه را که دوست دارید به آن برسید را مشخص کنید و همه چیز را برای به دست آوردن هدف زندگی در نظر بگیرید و با توکل به خداوند، تلاش و پشتکار و برای داشتن فردایی بهتر شویم قدم بردارید.

چگونه هدف خود را پیدا کنیم و انگیزه خود را افزایش دهیم؟ یادتان می آید وقتی کوچکتر بودید از شما می پرسیدند: «وقتی بزرگ شدی می خواهی چه کاره شوی؟». الآن چندین سال از آن زمانها گذشته، اما آیا واقعاً به آن جوابی که قبلاً می دادید رسیده اید؟ یا مشغول به کار یا تحصیل در رشته ای هستید که با علایق و روحیاتتان فاصله دارد؟

اگر نمی دانید واقعا در زندگی تان چه می خواهید بدانید که تنها نیستید. هزاران یا میلیون ها نفر سرگردان، هر روز بدون هدف زندگی می کنند. اگر نمی خواهید زندگی تان را بدون مقصود و هدف سپری کنید می توانید از نکاتی که در این مقاله آمده برای پیدا کردن هدف هایی که واقعا در زندگی می خواهید به آنها برسید، استفاده کنید.

ما در اینجا سوالاتی را مطرح کردیم تا شما با پاسخ به آنها بتوانید به سوال « چگونه هدف خود را پیدا کنیم ؟» دست یابید و هدف اصلی زندگی خود را پیدا کنید. این یک روش برای پیدا کردن هدف زندگی است. در این روش باید این دو سوال اساسی را از خود بپرسید:

۱) من که هستم؟

۲) می خواهم چه کار کنم و به کجا برسم؟

چگونه هدف خود را پیدا کنیم ؟

۱- من که هستم؟ (کشف من واقعی)

برای  بررسی شخصیت و استعداد های خود به این سوالات پاسخ دهید:

استعدادها و توانایی های شما در چه زمینه هایی بیشتر است؟

نقاط قوت و نقاط ضعف شما کجاهاست؟

چه فعالیت هایی بیشترین حس رضایت را به شما می دهد؟

چه زمانی از همیشه خلاق تر بوده اید؟

چه کاری را به بهترین نحو به پایان رساندید؟

چه وقت اطرافیان شما را موفق ترین دانسته اند؟

چه زمانی از کارتان بیشترین لذت را برده اید؟

چه کاری را قلباً دوست دارید انجام دهید؟

وقتی شخصیت خود را بررسی کردید متوجه خواهید شد که چه کسی با چه توانایی ها و خصوصیاتی هستید. حال با در دست داشتن این اطلاعات شروع کنید و یک صفحه راجع به خودتان بنویسید و خودتان را در چند جمله توضیح دهید. این مرحله قدم بزرگی در شناخت از خود است.

۲- می خواهم چه کار کنم و به کجا برسم؟

حال که می دانید که هستید قدم بعدی پاسخ به این سوال است که می خواهید چکار کنید؟

برای این کار ابتدا فکر کنید یک نفر با علایق، استعداد ها، توانایی ها و امکانات شما در چه کارهایی موفق خواهد بود؟ پیدا کنید چه خواسته ای دارید. بنشینید و کاملا فکر کنید که واقعا چه خواسته و هدف هایی در زندگی دارید، دوست دارید به چه چیزهایی دست یابید و برای پیدا کردن هدف زندگی خود به این سوالات پاسخ دهید:

از چه کارهایی متنفرید، دوست ندارید انجام دهید و شما را ناراحت می کند؟

عاشق چه کارهایی هستید، از چه کارهایی لذت می برید و شادتان می کند؟

آیا از موقعیتی که هستید احساس رضایت می کنید؟

در صورت نارضایتی چه کاری برای تغییر مسیر می توانید انجام دهید؟

در زمانهای آزاد و بیکاری خود چکار می کنید؟

اگر زمان و پول کافی داشتید چکار می کردید؟

آیا به دنبال پول هستید یا به غیر از پول دنبال چه چیزهای دیگری هستید؟

با چه افرادی دوست دارید کار کنید؟

وقتی به هدف مورد نظر خود برسید چه چیزی هایی به دست می آورید و چه چیزهایی را از دست می دهید؟

احساستان در زمان انجام کار مورد نظر چیست؟

اگر به هدفتان برسید، چه احساسی پیدا می کنید. آیا احساس شادی و آسودگی خیال می کنید؟

جمع ‌بندی این پاسخ‌ ها به شما در شناسایی و پیدا کردن هدف ها کمک خواهند کرد. تنها کافی است به دقت به پاسخ ‌های خود توجه کنید. خواهید دید که اهداف شما در درون این پاسخ ‌ها نهفته است.

خب … منتظر چه هستید؟ شروع کنید. قدم اول نوشتن اهداف است. اهدافی برای خودتان تعیین کنید. اهداف همان چیزهایی هستند که می خواهید به آنها برسید.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 1
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 21:01 توسط rahelefeizi |

چگونه میتوانید به اهداف خود برسید

راه های رسیدن به هدف چیست؟ چرا برخی افراد به اهداف خود نمی رسند؟ چرا اکثر مردم در رسیدن به اهداف خود شکست می خورند؟ آیا اهدافی که برای رسیدن به آنها تلاش می‌ کنند خیلی دشوار هستند؟

آیا می خواهید بدانید راه های رسیدن به هدف چیست؟

همه شما اهدافی دارید و دوست دارید در زندگی، کار و حرفه خود پیشرفت کنید و به هدف های خود دست یابید. داشتن شغل مناسب و مورد علاقه تان، دستیابی به تناسب اندام، تشکیل خانواده و … .

برای این که هر روز به هدف خود نزدیک تر شوید باید راه های رسیدن به هدف را بدانید تا بهترین نتیجه را به دست بیاورید.

راه های رسیدن به هدف

در این مقاله، ۴ تا از راه های رسیدن به هدف را برای شما آورده ایم این ها تجربه افراد موفق در مسیر دستیابی به موفقیت هایشان است. ۴ راهی که آنها قبل از رسیدن به هدف خود به کار گرفته اند.

  1. مثبت اندیش و خوش بین باشید.

خوش بین بودن افراد شانس رسیدن به اهداف و مقابله با مشکلات احتمالی که در راه رسیدن به هدف پیش می آید را افزایش می دهد. شما می توانید با خودباوری، انگیزه، اراده و پشتکار به اهداف تان برسید.

شاید به این فکر کنید که چگونه می توانید با مثبت اندیشی به هدف هایتان برسید؟

افکار مثبت به شما کمک می کند تا احساس قدرت بیشتری کنید و به اطمینان خاطر بیشتری برسید .مثبت اندیشی تأثیر بسیاری بر انرژی و خلاقیت شما دارد و عملکرد شما را به اوج می رساند. هر چه مثبت تر و خوش بین تر باشید در تمامی مراحل زندگیتان شادتر و موفق ترخواهید بود.

اما افکار منفی شما را از قدرت دور می کند تا احساس ضعف کنید و اطمینان خود را از دست دهید. هرگاه منفی فکر کنید یا حرف منفی بزنید، باورتان به توانایی های خود را از دست می دهید. بنابراین اگر می خواهید در راه رسیدن به هدف هایتان ثابت قدم باشید و هیچ اه انگیزه خود را از دست ندهید باید در خود احساسات مثبت ایجاد کنید و از شر احساسات و افکار منفی رهایی یابید.

بدانید اگر بخواهید و مثبت اندیش باشید به هدف هایتان خواهید رسید. از بین بردن احساسات و افکار منفی یکی از مهم ترین راه های رسیدن به هدف است.

  1. اهداف خود را به روشن ترین شکل ممکن برای خود تعیین کنید.

یکی از راه های رسیدن به هدف این است که اهدافتان را به شکلی واضح و روشن تعیین کنید. اهدافی که افراد موفق برای خود تعریف می کنند، مشخص و قابل اندازه گیری است. آنها دقیق می دانند چه می خواهند و چه زمانی به آن خواهند رسید. داشتن هدف مشخص، باعث می شود بدانید چقدر از مسیر را طی کرده اید و تا رسیدن به خواسته تان چقدر باقی مانده است.

مثلاً اگر می خواهید درآمد خود را افزایش دهید، دقیقا بنویسید که چقدر افزایش درآمد می خواهید. نوشتن اینکه « هدف من این است که درآمدم بیشتر شود » درست نیست شما باید بنویسید « من می خواهم مثلاً تا یک سال دیگر درآمدم از یک میلیون به دو میلیون افزایش یابد ».

  1. لیستی از تمام کارهایی که باید برای رسیدن به هدف خود انجام دهید تهیه کنید.

لیستی از مشکلات و موانعی که باید بر آنها غلبه کنید تا به هدف خود برسید تهیه کنید.

لیستی از آموزش ها ، دانش و مهارت هایی که برای رسیدن به هدفتان به آنها نیاز دارید تهیه کنید.

لیست اسامی کسانی را که برای رسیدن به هدفتان به همکاری و کمک آنها نیاز دارید تهیه کنید.

لیستی از کارهایی که فکر می کنید باید انجام دهید تا به هدفتان برسید تهیه کنید.

لیستی از امکاناتی که در راه رسیدن به هدفتان به آنها نیاز دارید را تهیه نمایید.

  1. هدف تان را به هدف های کوچکتر تجزیه کنید.

یکی از مهم ترین راه های رسیدن به هدف این است که اگر هدف خیلی بزرگی را در سر دارید آن را آنقدر تقسیم کنید که قابل  دسترسی و برنامه ریزی باشد. هر چه هدف شما کوچکتر باشد دسترسی به آن راحت تر خواهد بود. اهداف کوچک باعث می شود که به تدریج به هدف های بزرگ برسید بنابراین هدفتان را روی کاغذ بنویسید و به هدف های کوچکتر تقسیم کنید.

مثال : هدف شما این است که در آمد خود را در طی یک سال یک میلیون افزایش دهید. بیایید این هدف را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید و ماهیانه ۸۰ هزار تومان به درآمد خود اضافه کنید و هر فردی با توجه به شغل و امکاناتی که در اختیار دارد می تواند درآمد خود را افزایش دهد مثلاً اگر معلم هستید می توانید با گرفتن کلاس خصوصی به درآمد بیشتر برسید.

چگونه به اهداف خود برسیم ؟ چرا بعضی ها به اهداف خود نمی رسند؟ چرا بیشتر مردم در رسیدن به اهداف خود شکست می‌ خورند و حتی با وجود داشتن هدف‏ نمی توانند به آن دست یابند؟ آیا اهدافی که برای رسیدن به آنها تلاش می‌ کنند خیلی دشوار هستند؟

آیا می خواهید بدانید چگونه می توانید به اهداف خود برسید ؟

بارها خوانده و شنیده اید که باید در زندگی خود هدف داشته باشیم و آن را دنبال کنیم. اما سوال مهم اینجاست که چگونه به اهداف خود برسیم ؟ شاید بدانیم چطور اهداف خود را تعیین کنیم اما واقعا چگونه می توان به همه آنها دست یافت؟

شما باید یک استراتژی قدرتمند برای رسیدن به اهداف ‎تان داشته باشید در غیر این ‎صورت به اهداف خود نمی رسید.

چگونه به اهداف خود برسیم ؟

  1. دقیقاً تصمیم بگیرید که به چه اهدافی در زندگی می خواهید برسید.

هدف باید دقیق و مشخص باشد. اگر هدف غیر مشخص باشد اصولاً هدف نیست یک خیال است که در هوا شناور است. اشخاصی که هدفهای واضح و روشن دارند، کسانی هستند که دقیقاً می دانند در زندگی چه می خواهند و به کجا می خواهند برسند.

یکی از دلایل اصلی ناکامی اشخاص در زندگی این است که آنها زمان زیادی از اوقات خود را صرف کارهایی می کنند که کم ارزش یا بی ارزش است و علت اینکه این وقت گرانبهای خود را به بطالت می گذرانند این است که در واقع نمی دانند در زندگی به دنبال چه هستند. وقتی هدف هایی روشن داشته باشید، توانایی شما در مدیریت زمان تا حدود زیاد بهبود می یابد.

  1. اهداف خود را روی کاغذ بنویسید.

یکی دیگر از راه های رسیدن به هدف این است که قلم و کاغذی را بر دارید و هدفهایتان را مکتوب کنید، زیرا هنگامی که اهداف خود را می نویسید به این باور می رسید که می توانید به هدف های خود دست پیدا کنید. مکتوب کردن هدف ها بر عزم و اراده شما می افزاید تا هر کاری را که برای دستیابی به هدفهایتان لازم است انجام دهید.

یک روش برای چگونگی نوشتن اهداف

کاغذی بردارید و ابتدا هدف و بعد تاریخ آن روزی را که می خواهید به آن هدف برسید را بنویسید.

هر کدام از این اهداف را با کلمه «من» شروع کنید و اهدافتان را با فعل زمان حال توضیح دهید، بطوریکه انگار همین حالا به آنها رسیده اید.

مثال:

اگر هدف شما خریدن خودروی جدیدی است، می‌توانید بنویسید: «من سوار ماشین … در تاریخ … هستم.»

اگر می خواهید در شرکت خود ارتقاء شغلی پیدا کنید و یا مدیر شوید بنویسید: «من در تاریخ … مدیر شرکت … هستم.»

تنها کافیست که یک تصمیم بگیرید و اولین قدم را هر چند ناچیز بردارید. وقتی هدفی تعیین کردید، ابتدا به راه رسیدن به آن فکر نکنید، بلکه به خود هدف بیندیشید، گویی به آن رسیده اید. به هر چه فکر کنیم، بطرف آن نیز جذب خواهیم شد.

۳٫ مهمترین مهارت هایی که باید یاد بگیرید را پیدا کنید.

حال که هدف خود را انتخاب کردید، ببینید کدام مهارت است که با یادگیری آن می توانید سریع تر به هدف انتخاب شده تان برسید؟ چه کارهایی باید انجام دهید تا به هدفتان برسید؟ از بین کارهایی که باید انجام دهید، کدام کار است که با انجام آن می توانید بیشترین نتیجه را به دست بیاورید؟

آیا برای رسیدن به هدفتان باید مهارت خاصی را یاد بگیرید؟ باید بر میزان آموزشها و مهارتهای خود بیفزایید؟ باید در دوره های آموزشی ثبت نام کنید؟ کمی بیشتر از وقت اداری کار کنید؟ باید شغل و یا حرفه تان را تغییر دهید؟

فهرستی از همه کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید. برای به دست آوردن آنچه می خواهید باید بهایش بپردازید. با انجام این اقدامات مطمئن باشید که بسیار سریع تر از آنچه تصور می کنید به هر هدف بزرگ و کوچکی که در سر دارید خواهید رسید.

  1. هدفتان را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید.

یکی از مهم ترین راه های رسیدن به هدف این است که اگر هدف خیلی بزرگی را در سر دارید آن را آنقدر بشکنید که قابل  دسترسی و برنامه ریزی باشد در غیر این صورت شما را گیر انداخته و در هم می شکند. مثلاً شما دیپلم دارید و می خواهید در رشته مورد علاقه خود دکترا بگیرید وقتی به این هدف خود فکر می کنید می بینید تقریبا ۱۵ سال طول می کشد. حال باید چه کنید؟

هدف خود را درون ماه ها، هفته ها، روزها و ساعت ها خلاصه کنید. علاوه بر اینکه یک هدف بزرگ ۱۵ ساله دارید باید اهداف کوچک یک ساله و یک ماهه ای را هم برای خود تعریف کنید. شما ابتدا زمان را به ماهها تقسیم کنید و تصمیم بگیرید در این یک ماه من باید چکار کنم؟ چه کتاب هایی را بخوانم؟ چگونه برنامه ریزی کنم؟ چند ساعت در روز درس بخوانم؟ و … اینگونه هدف بزرگ گرفتن دکترا به اهداف کوچک ماهانه تبدیل می شوند. هرچقدر اهداف کوچکتر باشند قابل دسترس و راحت ترند.

یا فرض کنید شما می خواهید در عرض یک سال ۲۰ کیلو از وزن خود کم کنید. شاید پیش خود بگویید ۲۰ کیلو وزن کم کردن خیلی سخت است اما اگر آن را به اهداف کوچک ماهانه ۲ کیلو وزن کم کردن تقسیم کنید خیلی آسانتر به نظر می رسد و برنامه هایی یک ماهه برای کاهش وزن در نظر بگیرید. آن وقت می بینید که بعد یکسال به وزن ایده آلی که می خواستید رسیده اید.

بنابراین برنامه خود را به فعالیت های کوچکتر تقسیم کنید و هر روز و هر هفته و هر ماه با برنامه از پیش تعیین شده گام بردارید.

چگونه هدف تعیین کنیم

چگونه هدف تعیین کنیم ؟ چه نکاتی را در هنگام تعیین هدف باید در نظر بگیریم ؟ هدف تعیین شده باید چه ویژگی ها و خصوصیاتی داشته باشد تا در طولانی مدت انگیزه خود را حفظ کنیم و ما را به سمت موفقیت و کامیابی سوق دهد؟

هر فردی در زندگی خواسته هایی دارد و هدف هایی را برای خود تعیین می کند. خصوصیات هر فرد با فرد دیگر متفاوت است برای همین اهداف آنها در زندگی متفاوت است و هر کس هدف های مختلفی را دنبال می کنند.

مثلاً یکی هدفش قبولی در رشته پزشکی است یا فرد دیگری می خواهد در مسابقات جهانی ورزش کاراته اول شود و … اهداف بیشماری که هر انسان با توجه به علاقه، موقعیت، امکانات و استعدادهایی که دارد هدفی را برای خود تعیین و برای رسیدن به آن تلاش می کند.

آنچه در این میان اهمیت دارد اینست که درست است که در زندگی باید هدف داشت و هدف هایی را برای خود تعیین کنیم اما در هنگام تعیین هدف این نکته را در نظر داشته باشید که هدف ما هر چه که باشد باید یک سری ویژگی ها و خصوصیات مشترک داشته باشد تا به ما در رسیدن به موفقیت کمک کند.

دانستن این ویژگی ها شما را به تفکر در مورد هدف هایتان وا می دارد. آینده شما بستگی به هدفهایی دارد که هم اکنون انتخاب می کنید.

چگونه هدف تعیین کنیم

برای تعیین هدف حتماً نکات زیر را در نظر بگیرید:

  1. هدف باید واضح و روشن باشد.

هدف غیر مشخص و غیر شفاف اصولاً هدف نیست. یک رویا است که در هوا شناور است. افرادی که هدف هایی شفاف و روشن دارند، کسانی که دقیقاً می دانند چه می خواهند، شرایطشان متفاوت از کسانی است که صرفاً امیدوارند و می خواهند به جایی برسند.

وقتی برای خود هدف های واضحی در نظر می گیرید و دقیقاً می دانید چه می خواهید با اشتیاق برای رسیدن به اهداف اقدام می کنید، ذهن خلاق خود را فعال می سازید و از دست زدن به هر اقدامی که شما را به هدفتان نمی رساند خودداری می کنید. وقتی هدف های روشن داشته باشید، توانایی شما در مدیریت بر زمان تا حدود زیاد بهبود می یابد.

به طور مثال اگر شما می خواهید در رشته مورد علاقه خود دکترا بگیرید باید دقیق عمل کنید به این صورت که ابتدا سوالاتی را مطرح و با دقت به آنها جواب دهید وقتی ازخود سؤالات جهت دار می پرسید این گونه فکر و ذهن خود را فعال می کنید اگر مانع اساسی بر سر راهتان شناسایی کنید، مانند یک نابغه عمل می کنید و خود را در مسیر موفقیت های بزرگ قرار می دهید:

الف) چرا می خواهم دکترا بگیرم؟

ب) چگونه  می توانم به این موفقیت برسم؟

ج) از کجا و چگونه شروع کنم؟

د) چه امکاناتی برای این کار لازم است؟

ه) تقریباً چقدر طول می کشد مدرک دکترا بگیرم؟

خ) اگر به هدف خود نرسم چه چیزهایی را از دست خواهم داد؟

و ….

شما باید این موارد را یادداشت کرده و به آنها پاسخ دهید.

  1. هدف باید مکتوب و روی کاغذ باشد.

دومین ویژگی برای تعیین هدف این است که هدف هایتان را روی کاغذ بنویسید. میان مغز و دست شما اتفاق فوق العاده ای می افتد. وقتی قلم و کاغذ بر می دارید و هدفهایتان را مکتوب می کنید به نوعی برای خودتان یک تعهد به وجود می آورید و این کار شما را در رسیدن به هدفتان بیشتر تحریک می کند و به این باور می رسید که می توانید به هدفهای خود دست پیدا کنید. نوشتن هدف ها بر عزم و اراده شما می افزاید تا هر اقدامی را که برای دستیابی به هدفهایتان ضرورت دارد، انجام دهید.

بنابراین هدف هایتان را بنویسید، همواره در جلوی دید خود قرار دهید و هر روز برای خود یادآوری کنید. آنگاه خواهید دید که چه تاثیر شگرفی در سرعت بخشیدن به رسیدن به اهدافتان در شما ایجاد خواهد شد.

رؤیا، آرمان و هدف خود را به روی کاغذ بیاورید. در یک فیلم یک دقیقه ای، تصوّر کنید به آن رسیده اید. وقتی هدفهایتان را مکتوب می کنید، با سرعتی معجزه آسا به آنچه می خواهید دست پیدا می کنید.

  1. یک بازه زمانی مشخصی برای هدف تعیین شود.

برای دستیابی به هدف، زمان مشخصی را در نظر بگیرید زمان در واقع بخشی از هدف شماست متاسفانه بسیاری از افراد از توجه به این ویژگی غفلت می ورزند. شاید در این مواقع سعی می کنند برای تحقق اهداف خود زمان پیش بینی کنند و وقتی که این توان را در خود نمی یابند از تعیین هدف منصرف می‌شوند.

تعیین مدت زمان مشخص به شما کمک می کند تا وقت خود را به خوبی مدیریت کنید. مثلاً تصمیم گرفته اید به زبان انگلسی مسلط شوید و مدت زمان دو ساله ای را برای این کار در نظر گرفته اید. حال، زمانی را که برای رسیدن به هدفتان در نظر گرفته اید، به تعداد روزها و ماهها تقسیم کنید، به طوری که بدانید در شبانه روز یا در هفته، چند ساعت و چند روز را باید به یادگیری زبان اختصاص دهید.

  1. هدف باید بزرگ اما قابل اجرا و دست یافتنی باشد.

هیچ موجودی را نمی توانید بیابید که یک شبه و بدون هیچ تلاشی به موفقیتی دست یافته و یا کاری را به پایان رسانده باشد. هیچ گاه از داشتن اهداف بزرگ، نهراسید. آدم های بزرگ، آرزوهای بزرگی دارند. نفرات اول کنکور را در نظر بگیرید هیچ کدام از آنها نمی گویند که ما اصلاً تصور نمی کردیم رتبه خوبی بیاوریم، بلکه همه آنها چنین هدف بزرگی را قبلاً در ذهن خود ترسیم کرده اند و حالا به آن رسیده اند. تمامی موفقیت های بزرگ در زندگی آدم ها، نتیجه خواستن و تلاش خود آنهاست.

همیشه سعی کنید به هدف های بزرگ بیندیشید مثلاً اگر نویسنده اید، سعی کنید برترین نویسنده جهان باشید. اگر می خواهید کنکور دهید به رتبه های خوب فکر کنید و از همه مهم تر با توجه به خواسته تان تلاشتان را هم باید بیشتر کنید.

به خاطر داشته باشید که هدف بزرگ، با هدف دست نیافتنی متفاوت اند. گاهی هدف ها غیر ممکن است مثلاً فردی که اصلاً صدای قشنگی ندارد بخواهد خواننده معروف و مشهوری شود.

چرا نباید در زندگی بی هدف باشیم ؟

تا کی می خواهید یک زندگی بی هدف را دنبال کنید؟ چرا برای زندگی خود هدف تعیین نمی کنید؟ چگونه هدف خود را پیدا کنید و به آن برسید؟ و …

شما باید بدانید در آینده مى خواهید چه نقشى را در جامعه ایفا کنید؟ تحصیلاتتان چقدر باشد؟ چه شغلى را انتخاب کنید؟ درآمد ماهیانه تان چقدر باشد؟ در کدام شهر زندگى کنید؟ و … باید اهداف کوچک و بزرگ خود را در آغاز راه با فکر و اندیشه و مشورت با دیگران تعیین کنید تا در تصمیم گیرى دچار تردید و خطا نشوید.

زندگی بی هدف همانند قایق روی آبی است که با هر بادی به این سو و آن سو کشیده می شود.

اولین قدم برای رسیدن به موفقیت این است که بدانید چه می خواهید و چه هدفی در زندگی دارید تا بتوانید براى رسیدن به آن برنامه ریزى کنید

زندگی بدون هدف نه تنها بعد از یک مدت خسته کننده می شود، بلکه گیج کننده هم خواهد بود. انسان به انگیزه قوی برای گذراندن مشکلات و ادامه دادن نیاز دارد. فردی که در زندگی بی هدف است به شدت احساس پوچی و تکراری بودن می کند و فکر می کند همه چیز یکنواخت شده و هیچ انگیزه و میلی برای مقابله با مشکلات و شکست ها را ندارد.

طبق تحقیقات دانشگاه استین فورد ۹۷% از مردم دنیا در زندگی بی هدف هستند و هدفی ندارند و تنها ۳% مردم جهان با هدف زندگی می کنند. این یعنی بسیاری از مردم بصورت شناور بروی جریان زندگی، بدون هدف و برنامه‌ ریزی، گذران عمر می‌ کنند.

حضرت علی (ع) می فرمایند: اگر کسی نداند چه می خواهد به جایی نمی رسد.

یکى از مسائلى که در موفقیت هر فرد اهمیت بسیاری دارد، تعیین و انتخاب هدف است. بنابراین در هر مرحله ای از زندگی باید بدانید چه مى خواهید، به کجا باید بروید و از چه امکاناتی براى رسیدن به هدف بهره ببرید تا بتوانید بهترین راه رسیدن به هدف را انتخاب کنید. تا مقصد مشخص نباشد، انتخاب راه و رسیدن به آن هم مقدور نخواهد بود.

زندگی بی هدف نیست

زندگی بی هدف زندگى واقعى نیست. بى هدفى، انسان را به پوچى و سردرگمی مى کشاند. تحقیقات نشان مى دهد بعضى از کسانى که خودکشى کرده اند زندگى بدون هدف داشته اند. داشتن هدف ، ارزش و دلیلی برای ادامه زندگی است.

هر انسانی در زندگی خود باید هدف هایی را تعیین کند. اولین و عمده ترین دلیل آن، که عده اى از مردم موفق نمى شوند، این است که نمى دانند چه مى خواهند و گیج و سردرگم شده اند. آنها زمان زیادی را صرف کارهایی می کنند که کم ارزش است یا فاقد ارزش هستند و دلیل اینکه این همه وقت صرف می کنند این است که یک زندگی بی هدف دارند و نمی دانند در زندگی دنبال چه می گردند و بدون هدف به دور خود مى چرخند و در پایان به همان نقطه آغازین برمى گردند و به دنبال هدفى نامعلوم به بیراهه مى روند و تصور مى کنند که به جلو مى روند.

ویژگی های افرادی که در زندگی بدون هدف هستند:

۱- خیلی زود تسلیم مشکلات می شوند.

۲- همیشه از غیر ممکن ها حرف می زنند.

۳- نمی دانند که از زندگی چه می خواهند.

۴- توانایی ها و استعدادهای خود را باور ندارند.

۵- تمایلی به رشد و پیشرفت ندارند.

۶- تنها به امروز فکر می کنند و کمتر پیش می آید برنامه ای برای فردا داشته باشند.

۷- افرادی که زندگی بی هدف دارند در مسیر تند باد حوادث، خود را مى بازند و تسلیم شرایط موجود مى شوند و منتظر مى مانند تا آن عوامل آنها را به هر سمت و سویى بکشاند.

داشتن هدف در زندگی یعنی شما باید به کدام سو حرکت کنید؟ در چه راهی قدم بگذارید؟ تا کجا پیش بروید؟ در نهایت به کجا برسید و چه سرنوشتی در انتظار شماست؟ همیشه افرادی که در زندگی هدف دارند موفق می شوند زیرا آنها می دانند به کدام سمت بروند. آنها مانند آهن ربا موفقیت را به سمت خود جذب می کنند.

زندگی هدفمند

آیا می دانید منظور از زندگی هدفمند چیست؟ برای داشتن یک زندگی هدفمند باید چه کارهایی انجام دهید؟ چگونه می ‌توانید از بی‌ هدفی در زندگی خلاص شوید؟ شما هدف زندگیتان را پیدا کرده اید؟ قطعاً شما هم برای زندگیتان هدفی دارید، اینطور نیست؟

خداوند تمام عالم هستی را با هدف خلق کرده و در عالم هیچ موجودی نیست که بی‌ هدف باشد و همه چیز از روی هدف و برنامه ‌ریزی است، خداوند حتی برای ریزترین ذرات، هدف مشخص کرده و تمامی ذرات و موجودات از یک مبدا به سمت یک مقصد مشخص در حال حرکت هستند. پس محال است انسان که اشرف مخلوقات است بی ‌هدف باشد.

اما با این وجود خیلی از افراد بدون هیچ هدفی زندگی می کنند و برای آینده خود هدف و برنامه مشخصی ندارند و به قول معروف، زندگی را با «هر چه پیش ‌آید خوش‌ آید» سپری می‌ کنند. واقعیت این است که بیشتر مردم هدف زندگی خودشان را نمی دانند. به همین دلیل زندگیشان با شانس و تصادف پیش می رود، به چیزهایی می رسند که برایشان اتفاق بیفتد به جای اینکه خودشان آن اتفاق ها را ایجاد کنند.

بسیاری از مردم نمی‌ دانند هدف از زندگی چیست و چه اهدافی را برای خود تعیین کنند و به دنبال آن زندگی هدفمندی را هم سپری نمی ‌کنند. هدف از زندگی ، داشتن یک زندگی هدفمند است. هدف در زندگی آن چیزی است که با همه وجودتان به آن علاقه‌ مند هستید و برای رسیدن به آن تمام سعی و تلاش خود را می ‌کنید و همه مشکلات را به جان می ‌خرید تا از لذت و خوشی‌ های آن موفقیت بهره ‌مند شوید.

زندگی هدفمند به چه معناست؟

زندگی هدفمند یعنی برای زندگی خود هدف هایی را تعیین کنید و با برنامه ریزی مناسب از تمام نیروی خود برای رسیدن به هدف ها استفاده کنید. وقتی از زندگی با برنامه ریزی سخن به میان می آید مقصود زندگی هدفمند است. چرا که اگر زندگی هدفمند نباشد دستخوش شانس و اقبال می شود.

آیا شما کنترل زندگیتان در دستان خودتان است یا با شانس و اقبال زندگی می کنید؟

شما تنها زمانی می توانید در هر مقام و موقعیت رشد کنید که برای انجام هر کار، به جای تکیه بر شانس با برنامه ریزی و تفکر خلاقانه جلو بروید. شما باید یاد بگیرید چطور یک زندگی هدفمند داشته باشید.

زندگی هدفمند موجب از قوه به فعل در آمدن تمامی استعدادها و توانایی های شما می شود.

برای داشتن یک زندگی هدفمند باید چکار کنید؟ چگونه هدفمند زندگی کنیم ؟

برای داشتن یک زندگی هدفمند و دارای انگیزه باید هدف‌ تعیین کنید و برای رسیدن به هدف باید یک برنامه مشخص و از پیش تعیین‌ شده ای را طراحی کنید که با استفاده از آن :

۱- امکانات و محدودیت‌ های خود را بهتر بسنجید

۲- موانع احتمالی را برای رسیدن به مقصودتان پیش ‌بینی کنید و از سر راه بردارید

۳- جهت رسیدن به خواسته‌ هایتان زمان را مدیریت کنید

۴- با اولویت ‌بندی ‌کردن اهداف، دستیابی به آنها را برای خود امکان ‌پذیر و راحت تر کنید.

تلاش برای رسیدن به هدف بدون برنامه ریزی مثل رد شدن از رودخانه ای است که نمی دانید عمق آن چقدر است و برای عبور از آن به چه امکاناتی نیاز دارید.

وقتی شروع می کنید سعی کنید حتی در بخش های خیلی کوچک زندگی هدفمند باشید. تعیین اهداف کوچک و تلاش برای دست یافتن به آن، اتوماتیک وار به زندگیتان هدف می دهد و زندگی خواهید داشت که بسیار پرمفهوم تر خواهد بود و این باعث می شود که به قسمت های بزرگتر زندگی بروید و این هدفمند بودن را در آنجا هم پیاده کنید تاجایی که کل زندگیتان هدفمند خواهد شد.

تمام مطالعات و تحقیقاتی که در بهترین دانشگاههای جهان انجام شده، حاکی از این است تمام مردان و زنانی که به موفقیت در زندگی دست پیدا کردند ، به دنبال یک زندگی هدفمند بوده اند، در تعیین هدف در زندگیشان اصرار داشتند، مصرانه دنبال این بودن که هدف داشته باشند و برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی می کردند.

وقتی هدفمند زندگی کنید، کنترل زندگیتان را در دست خود احساس خواهید کرد و درنتیجه با انگیزه و بسیار شادتر خواهید بود.

خانم گالبریس که از پیشتازان قرن بیست و یکم است، هنگامی که در هفتاد سالگی با او مصاحبه می کنند از او می پرسند: شما با این که ۷۰ سالتان است چطور آنقدر شاداب و پر انرژی هستید؟

ایشان در جواب می گویند: من هر روز صبح از خدا می خواهم منو با چالش ها و مشکلات جدیدی رو در رو کند، در پایان روز همین قدر که پنجه در پنجه مشکلات جدید انداختم و از پس آنها برآمدم و حلشان کردم ، خدا رو شکر می کنم و شاد می شوم که به من این توان را داده که از پس آنها برآیم.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 1
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 21:00 توسط rahelefeizi |

روشهای ایجاد انگیزه چیست

روشهای ایجاد انگیزه
انگیزه چیست ؟ تعریف انگیزه، در لغت به معنای علت و دلیلی است که شخصی را به کاری وادار می کند و در اصطلاح به نیرویی اطلاق می‏شود که از درون فرد را به ‏سمت یک هدف سوق می‏دهد.
چگونگی ایجاد انگیزه

به همین خاطر نیروی اراده عاملی ضروری برای دستیابی به موفقیت است و ناامیدی و نبود انگیزه ممکن است شما را از رسیدن به اهدافتان بازدارد.

بسیاری از مراجعینم بیان می کنند که با وجود مشکلات فراوان زندگی داشتن انگیزه و امید امری غیرممکن است. به نظر شما این حرف درست است؟
چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

آیا واقعا داشتن انگیزه و امید در زندگی تا به این حد دشوار است؟ مسلما خیر.

انگیزه چیست ؟ داشتن امید و انگیزه در زندگی چیزی نیست که ما بدون هیچ تلاش و شانسی بتوانیم آن را بدست بیاوریم.

قطعا برای داشتن هر چیزی در زندگی باید نهایت تلاشمان را بکنیم، باید راه به دست آوردن آن را آموخت. انگیزه و امیدواری نیز از این قاعده مستثنی نیست.
چگونه انگیزه پیدا کنیم
یکی از نکات مهم که باید برای ایجاد و حفظ انگیزه به آن توجه بسیاری داشت انجام کارهایی است که به آن اشتیاق و علاقه دارید. اگر در مورد کار و مسیری که در زندگیتان طی می کنید شور و اشتیاق فوق‌العاده‌ای داشته باشید، همیشه برای انجام کارهایتان باانگیزه خواهید بود و برای انجام مسئولیت‌ها و تکمیل وظایفتان هر کاری که از دستتان برمی‌آید را انجام خواهید داد.
چگونه انگیزه داشته باشیم
شما نباید صبح ها افسرده و بی میل از خواب بلند شوید. نباید فردی همیشه خسته و اخمو باشید و از کارهایی که در طول روز می کنید نفرت داشته باشید. شما نباید تمام انرژی خود را صرف تحمل کردن رئیس و دیگر اطرافیانتان بکنید. شما نباید هر روز جمله «این زندگی کردن نیست» را با خود تکرار کنید.
چگونه با انگیزه شویم
شما باید خوشحال باشید که باز صبح شده است. اشتیاق و علاقه تان هر چیزی که باشد، سرگرم آن شدن به شما انرژی می­دهد و با انگیزه بیشتری هدفتان را دنبال کنید. کاری که برایتان مثل تفریح و سرگرمی است دوست دارید ساعت ها برایش وقت بگذارید.
چگونه با انگیزه باشیم و بمانیم ؟
یک بار توماس ادیسون گفت: من در تمام عمرم یک روز کاری هم نداشتم، همه اش تفریح و لذت بود. خیلی از انسانهای موفق هم شبیه او هستند. برای همین اگر دنبال رویاهایتان بروید، بقیه چیزها همگی سرجای خودشان قرار می گیرند. شاید وقتش رسیده که بالاخره انتخاب کنید؟
چگونه با انگیزه زندگی کنیم ؟

بیایید برای لحظه ای به زندگیتان نگاه کنید. برای داشتن انگیزه در زندگی باید هدفی را دنبال کنید که به آن علاقه مند باشید شما باید با علاقه کار کنید. اگر کار روزمره تان شما را خسته کرده و هیچ علاقه ای به آن ندارید، وقتش است که دنبال کاری بروید که دوست دارید.

هیچکس نمی داند تا کی زنده است، پس چرا باید در زندگی کارهایی را انجام دهیم که از آن لذت نمی بریم؟
چگونه انگیزه خود را افزایش دهیم
یکی دیگر از راه های ایجاد انگیزه برای زندگی در نظر گرفتن موفقیت های هر چند کوچک و لذت بردن از آنهاست. یک دفتر تهیه کنید و تمام موفقیت های قبلی زندگیتان، موفقیت هایی که بعداً به آن دست پیدا می کنید و شادی های زندگیتان را در آن ثبت کنید. گاهی وقت بگذارید و نوشته هایتان را بخوانید، این می تواند منبع انگیزه خوبی برای شما باشد.
چگونه انگیزه خود را حفظ کنیم ؟
هر رویایی که در سر دارید احتمال اینکه افراد موفق در آن زمینه وجود داشته باشند زیاد است. پس به دنبال افرادی باشید کاری را که می خواهید انجام دهید را قبلا انجام دادند. اگر در اطرافتان نیست بدنبال آن در کتابها، فیلم های آموزشی و یا وب سایت های شخصی بگردید و از اشتباهات، شکست ها و پیروزی های آنها استفاده کنید.
چگونه انگیزه خود را تقویت کنیم
اینکه دیگران هم همین راه را رفته باشند و به موفقیت رسیده باشند به شما انگیزه زیادی می دهد. مثلاً فردی تعریف می کرد همسرم به بیماری سرطان مبتلا شد. با اینکه در ابتدا از لحاظ روحی ضربه شدید خورد اما بعد از مدتی گفت: «من فلانی را که قبلاً سرطان داشت اما الان خوب شده تجسم می کنم. او توانست از پس این بیماری بر بیاید بنابراین من هم می توانم.» او با این روش انگیزه و امید خود را برای مبارزه با بیماری اش چندین برابر کرد.
چگونه انگیزه خود را بالا ببریم
اهمیتی ندارد که چقدر منطقی و روشنفکر باشید، شما نمی توانید مدام و پشت سر هم تصمیم بگیرید. در این وضعیت هر چه انتخاب های پیش روی شما بیشتر باشد، انجام آنها توسط مغز مشکل تر می شود و گاهی مغز به دنبال یک راه فرار (در رفتن از زیر کار) خواهد گشت چیزی که آن را بی میلی برای انجام کار می دانید.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 1
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 21:00 توسط rahelefeizi |

آیین همسرداری از دیدگاه اسلام

آئین-همسر-داری

آیین همسرداری از دیدگاه اسلام

خداوند در آیه ی ۲۱ سوره ی روم، به اصل وجود عشق و احساس محبت متقابل بین زن و شوهر اشاره فرموده:«از نشانه های خداوند این است که از نوع خودتان، همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و میانتان دوستی و رحمت نهاد».در حالی که گفتن جملاتی که حاکی از محبت زوجین نسبت به هم است در رفع بسیاری از تردیدها و سوء ظن ها مؤثر و بر میزان محبت آنان می افزاید: ائمه معصومین: هم به ابراز علاقه به همسر تأکید نموده اند و در سیره ی عملی ایشان این امر در موارد متعددی به چشم می خورد.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: وقتی مرد به زن خود با محبت می نگرد و زنش نیز به او با مهر نگرد، خداوند به دیده ی رحمت به آن ها نگاه می کند.

امروزه یکی از مهم ترین مشکلات خانواده ها نداشتن مدیریت صحیح در زندگی است؛ بسیاری از اختلافات، چالش ها و مشاجرات که مقدمه فروپاشی خانواده هاست، ناشی از نداشتن الگویی کامل در اداره خانواده است.

لذا بر آن شدیم تا آیین همسرداری اسلامی را که بر گرفته از احادیث و منابع کامل میباشد را تقدیم شما خوانندگان محترم آسمونی بنمایم.

یکی از موضوعات مهمی که هر مؤمنی خواهان فهم…

آن از کلام درباره معصومین علیهم السلام است، موضوع «آیین همسرداری اسلامی» است .

بدین منظور، «آیین همسرداری در احادیث اسلامی » که برگرفته از «۴۰ حدیث » در این زمینه میباشد رابرداشت کردیم و با ترجمه هایی دقیق و روان همراه سازیم و با عنوان هایی زیبا و تفکر برانگیز زمینه تدبر فراهم کنیم.

اول: اخلاق شوهر نسبت به همسر

محبت به همسر

۱- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«کلما ازداد العبد ایمانا ازداد حبا للنسآء (۱) ; هر چه ایمان بنده زیاد شود، محبت [وی] به زن ها نیز زیاد می شود .»

دوستدار اهل بیت علیهم السلام دوستدار همسر است

۲- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«کل من اشتد لنا حبا اشتد للنساء حبا (۲) ; هر کس بیشتر دوستدار ما (خاندان عصمت و طهارت) باشد، به زن ها (همسرش) نیز بیشتر دوستی می کند .»

مدارا با همسر

۳- حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«فدارها علی کل حال واحسن الصحبه لها فیصفو عیشک (۳) ; همیشه با همسرت مدارا کن، و با او به نیکی همنشینی کن تا زندگیت باصفا شود .»

از تکبر و خشونت بپرهیز

۴- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«خیر الرجال من امتی الذین لایتطاولون علی اهلیهم و یحنون علیهم ولا یظلمونهم (۴) ; بهترین مردان امت من، آن کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن و متکبر نباشند و بر آنان ترحم و نوازش کنند و به آنان آزار نرسانند .»

سیلی، هرگز!

۵- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«فای رجل لطم امراته لطمه، امرالله عزوجل مالک خازن النیران فیلطمه علی حر وجهه سبعین لطمه فی نار جهنم (۵) ; هر کس به صورت زنش سیلی بزند، خداوند به آتشبان جهنم دستور می دهد تا در آتش جهنم هفتاد سیلی بر صورت او بزند .»

من تو را دوست دارم

۶- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«قول الرجل للمراه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا (۶) ; این گفتار مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم » ، هرگز از قلب زن بیرون نمی رود.»

تامین سعادت دینی و دنیایی همسر

۷- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«للمراه علی زوجها ان یشبع بطنها، و یکسو ظهرها، ویعلمها الصلاه والصوم والزکاه ان کان فی مالها حق، ولاتخالفه فی ذلک (۷) ; حق زن بر شوهرش این است که او را سیر کند، لباس بپوشاند، نماز و روزه و زکات را – اگر در مال زن حق زکاتی است – به او یاد دهد، و زن نیز در این کارها با او مخالفت نورزد .»

این هم جهاد در راه خداست

۸- امام رضا علیه السلام می فرمایند:

«الکآد علی عیاله من حل کالمجاهد فی سبیل الله (۸) ; کسی که از راه حلال برای تامین رفاه خانواده اش تلاش می کند، همچون مجاهدی است که در راه خدا جهاد می کند .»

آیا هدیه هم می خری؟

۹- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«من دخل السوق فاشتری تحفه فحملها الی عیاله کان کحامل صدقه الی قوم محاویج ولیبدا بالاناث قبل الذکور فان من فرح ابنته فکانما اعتق رقبه من ولد اسماعیل ومن اقر بعین ابن فکانما بکی من خشیه الله ومن بکی من خشیه الله ادخله الله جنات النعیم (۹) ; هر کس به بازار رود و هدیه ای برای خانواده اش بخرد و ببرد، [پاداش او ] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می برد [ . و هنگامی که هدیه را به خانه می برد]، باید، قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است . و هر کس [با دادن هدیه ای ] چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر کس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل نعمت های بهشت کند .»

married in a muslim ceremony آیین همسرداری در اسلام

بازار و خرید گوشت

۱۰- امام سجاد علیه السلام می فرمایند:

«لان ادخل السوق ومعی درهم ابتاع به لحما لعیالی وقد قرموا الیه احب الی من ان اعتق نسمه (۱۰) ; برای من به بازار رفتن و خرید یک درهم گوشت برای خانواده ام که میل به گوشت دارند، از بنده آزاد کردن دوست داشتنی تر است .»

سوغاتی را فراموش نکن

۱۱- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«اذا سافر احدکم فقدم من سفره فلیات اهله بما تیسر (۱۱) ; هرگاه یکی از شما به مسافرت رود و سپس از سفر برگردد، پس باید برای خانواده خود به اندازه ای که توانایی دارد سوغاتی بیاورد .»

برای او آرایش می کنی؟

۱۲- امام باقر علیه السلام می فرمایند:

«النسآء یحببن ان یرین الرجل فی مثل ما یحب الرجل ان یری فیه النسآء من الزینه (۱۲) ; همان گونه که مردان دوست دارند زینت و آرایش را در زنانشان ببینند، زنان نیز دوست دارند زینت و آرایش را در مردانشان ببینند .»

خانه را گرم نگه دار

۱۳- امام رضا علیه السلام می فرمایند:

«بنبغی للمؤمن ان ینقص من قوت عیاله فی الشتآء ویزید فی وقودهم (۱۳) ; سزاوار است که مؤمن در زمستان از خوراک خانواده اش کم کند، و بر [چوب و زغال و] وسیله گرم کننده آنان بیفزاید .»

شاد ساختن خانواده در مناسبت های فرخنده

۱۴- راوی می گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: حق زن بر شوهرش چیست؟ حضرت فرمودند:

«. . . ولاتکون فاکهه عامه الا اطعم عیاله منها ولایدع ان یکون للعید عندهم فضل فی الطعام وان یسنی لهم فی ذلک شی ء ما لم یسن لهم فی سآئر الایام (۱۴) ; . . . هر میوه ای که همه مردم از آن می خورند، باید به خانواده اش بخوراند و در روزهای عید خوراک آنان را افزایش دهد، و چیزهایی برای آنان فراهم کند که در روزهای دیگر فراهم نمی کرده است .»

تهمت و سوء ظن هرگز

۱۵- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«لا تقذفوا نسآءکم فان فی قذفهن ندامه طویله وعقوبه شدیده (۱۵) ; به زنان خود تهمت نزنید [و نسبت ناروا ندهید]، زیرا در این کار، [برای شما] پشیمانی طولانی و کیفر سختی خواهد بود .»

خدا کند تو بیایی

۱۶- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«هلک بذی المروه ان یبیت الرجل عن منزله بالمصر الذی فیه اهله (۱۶) ; از جوانمردی دور است که [مردی] در شهری که خانواده اش هستند باشد، ولی در غیر خانه خود بخوابد .»

آداب ورود به خانه

۱۷- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«یسلم الرجل اذا دخل علی اهله واذا دخل یضرب بنعلیه ویتنحنح یصنع ذلک حتی یؤذنهم انه قد جآء حتی لا یری شیئا یکرهه (۱۷) ; هنگامی که مرد با خانواده اش برخورد می کند، [به آنان] سلام کند و هنگام ورود با صدای کفش و با سرفه کردن، خانواده اش را از آمدن خود با خبر کند، تا اینکه چیزی نبیند که او را ناخوش آید .»

در کنار همسر نشستن

۱۸- پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«جلوس المرء عند عیاله احب الی الله تعالی من اعتکاف فی مسجدی هذا (۱۸) ; نشستن مرد در کنار خانواده اش، نزد خدای بزرگ دوست داشتنی تر از اعتکاف [و نشستن] در این مسجد من است .»

تا کنون لقمه در دهانش گذاشته ای؟

۱۹- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان الرجل لیؤجر فی رفع اللقمه الی فی امراته (۱۹) ; مرد در برابر لقمه ای که در دهان زنش می گذارد پاداش می برد .»

کتک نزن، فریاد نکش!

۲۰- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله به یکی از زنان درباره حق زن بر شوهرش می فرمایند:

«حقک علیه ان یطعمک مما یاکل ویکسوک مما یلبس ولا یلطم ولا یصیح فی وجهک (۲۰) ; حق تو بر شوهرت این است که از آنچه خود می خورد به تو غذا دهد، و از آنچه خود می پوشد تو را نیز بپوشاند، و به روی تو سیلی نزند و فریاد نکشد .»

دوم : اخلاق زن نسبت به همسر

زیور اطاعت به گردن آویز

۲۱- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان للرجل حقا علی امراته اذا دعاها ترضیه واذا امرها (۲۱) لا تعصیه ولا تجاوبه بالخلاف ولا تخالفه (۲۲) ; مرد حقی بر زنش دارد [و آن حق این است که] چنانچه او را صدا زند پاسخ دهد، و هنگامی که او را دستوری دهد سرپیچی نکند و پاسخ مخالف ندهد و با او مخالفت نورزد .»

باران عشق و محبت

۲۲- امام رضا علیه السلام می فرمایند:

«اعلم ان النسآء شتی فمنهن الغنیمه والغرامه و هی المتحببه لزوجها والعاشقه له … (۲۳) ; بدان که زنان گوناگونند، برخی از آنان دستاوردی گرانبها و تاوان [رنج های آدمی] هستند و این زن کسی است که به شوهرش محبت می کند و عاشق اوست .»

رضایت و شفاعت

۲۳- امام باقر علیه السلام می فرمایند:

«لا شفیع للمراه انجح عند ربها من رضا زوجها (۲۴) ; برای زن هیچ شفیعی نزد پروردگارش به اندازه رضایت شوهرش سودمندتر نیست .»

عطر مهر و محبت

۲۴- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«للرجل علی المراه ان تلزم بیته وتودده وتحبه وتشفقه وتجتنب سخطه وتتبع مرضاته وتوفی بعهده ووعده (۲۵) ; حق مرد بر زن این است که [زن] ملازم خانه او باشد، و به شوهرش دوستی و محبت و دلسوزی کند، و از خشم وی دوری گزیند، و آنچه را مورد رضایت اوست انجام دهد، و به پیمان و وعده وی وفادار باشد .»

سرانجام ناسپاسی

۲۵- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«ایما امراه قالت لزوجها: ما رایت قط من وجهک خیرا فقد حبط عملها (۲۶) ; هر زنی به شوهرش بگوید: من از تو هرگز خیری ندیدم، [ثواب] کارش از بین می رود .»

لجبازی هرگز

۲۶- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«خیر نسائکم الودود الولود المؤاتیه وشرها اللجوج (۲۷) ; بهترین زنانتان زنی است که با محبت، فرزندآور و سازگار باشد، و بدترین آنان زنی است که لجباز باشد .»

خشمگین کردن شوهر هرگز

۲۷- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«طوبی لامراه رضی عنها زوجها (۲۸) ; خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد .»

اذیت نکن

۲۸- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«من کان له امراه تؤذیه لم یقبل الله صلاتها ولا حسنه من عملها حتی تعینه وترضیه وان صامت الدهر وقامت واعتقت الرقاب وانفقت الاموال فی سبیل الله وکانت اول من ترد النار ثم قال: وعلی الرجل مثل ذلک الوزر والعذاب اذا کان لها مؤذیا ظالما (۲۹) ; کسی که زنی دارد که [آن زن] به او آزار می رساند، خداوند نماز و کارهای نیک زن را نمی پذیرد تا اینکه به مرد کمک و او را راضی کند، اگر چه این زن تمام عمر را روزه بگیرد و نماز بخواند و بندگان را آزاد و دارایی [اش] را در راه خدا انفاق کند . و این زن نخستین کسی است که وارد آتش جهنم می شود . سپس حضرت فرمودند: مرد نیز چنین گناه و عذابی دارد اگر زنش را آزار رساند و [به او] ستم کند .»

چگونه می توانی او را غمگین ببینی؟

۲۹- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

سعیده سعیده امراه تکرم زوجها ولا تؤذیه وتطیعه فی جمیع احواله (۳۰) ; خوشا به سعادت و خوشا به سعادت آن زنی باد که شوهرش را بزرگ دارد و به او آزار نرساند و همیشه از شوهرش فرمانبری کند.

چشمداشت بجا و منطقی

۳۰- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«لا یحل للمراه ان تتکلف زوجها فوق طاقته (۳۱) ; برای زن جایز نیست که شوهرش را به بیش از توانایی اش مجبور کند .»

مهمان، با اجازه شوهر

۳۱- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ایها الناس ان لنسآءکم علیکم حقا ولکم علیهن حقا حقکم علیهن [ . . . ان ] لا یدخلن احدا تکرهونه بیوتکم الا باذنکم (۳۲) ; مردم! زن های شما بر شما حقی دارند و شما هم بر آنان حقی دارید . حق شما بر آنان این است که کسی را که شما رضایت ندارید، بدون اجازه به منزلتان وارد نکنند .»

هم به استقبالش برو و هم او را بدرقه کن

۳۲- مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: همسری دارم که هرگاه وارد خانه می شوم به استقبالم می آید، و چون از خانه بیرون می روم بدرقه ام می کند و زمانی که مرا اندوهگین می بیند می گوید: اگر برای رزق و روزی [و مخارج زندگی ] غصه می خوری، بدان که خداوند آن را به عهده گرفته است و اگر برای آخرت خود غصه می خوری، خدا اندوهت را زیاد کند [و بیشتر به فکر آخرت باشی . ] رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «ان لله عمالا و هذه من عماله لها نصف اجر الشهید (۳۳) ; برای خدا کارگزارانی [در روی زمین] است و این زن یکی از کارگزاران خداست که پاداش او برابر با نیمی از پاداش شهید است .»

در این کارها نیز به او کمک کن

۳۳- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ایما امراه اعانت زوجها علی الحج والجهاد او طلب العلم اعطاها الله من الثواب ما یعطی امراه ایوب علیه السلام (۳۴) ; هر زنی که در حج و جهاد و دانش اندوزی به شوهرش کمک کند، خداوند آن پاداشی را که به زن حضرت ایوب علیه السلام داده است، به او می دهد .»

شهری در بهشت خدا

۳۴- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«ما من امراه تسقی زوجها شربه من مآء الا کان خیرا لها من عباده سنه صیام نهارها وقیام لیلها ویبنی الله لها بکل شربه تسقی زوجها مدینه فی الجنه وغفر لها ستین خطیئه (۳۵) ; هر زنی که به شوهرش مقداری آب دهد، برای او بهتر از عبادت یک سال است که روزهایش روزه باشد و شب هایش عبادت کند . و خداوند به جای هر مقدار آبی که به شوهرش بنوشاند، شهری در بهشت برایش می سازد و شصت گناهش را می آمرزد .»

تامین امنیت روانی همسر

۳۵- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«حق الرجل علی المراه اناره السراج واصلاح الطعام وان تستقبله عند باب بیتها فترحب وان تقدم الیه الطست والمندیل وان توضئه وان لاتمنعه نفسهآ الا من عله (۳۶) ; حق مرد بر زن این است که چراغ خانه را روشن سازد; غذای مطبوع فراهم کند; و تا در خانه اش به پیشواز او برود و به او خوشامد بگوید; و تشت آب و حوله را برای او آماده کند و دست های او را بشوید; و بدون دلیل (عذر شرعی) مانع شوهر نسبت به نفس خودش نشود .»

رحمت خدا از آن کدبانویان است

۳۶- امام صادق علیه السلام از پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله روایت می کند:

«ایما امراه دفعت من بیت زوجها شیئا من موضع الی موضع ترید به صلاحا نظر الله الیها ومن نظر الله الیه لم یعذبه (۳۷) ; هر زنی که در خانه شوهرش چیزی را برای سامان دادن وضع خانه جابه جا کند، خداوند نظر [رحمت] به او می کند . و هر کس مورد نظر [رحمت] خدا قرار گیرد، خدا عذابش نمی کند .»

خوشبوترین عطر، زیباترین لباس، نیکوترین زینت

۳۷- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله درباره حق شوهر بر زن می فرمایند:

«علیها ان تطیب باطیب طیبها وتلبس احسن ثیابها وتزین باحسن زینتها (۳۸) ; بر زن است که [برای شوهرش ] خوشبوترین عطرهایش را بزند و قشنگترین لباس هایش را بپوشد، و از زیباترین زینت هایش استفاده کند .»

هنر آشپزی

۳۸- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«خیر نسآءکم الطیبه الریح الطیبه الطبیخ التی اذا انفقت انفقت بمعروف وان امسکت امسکت بمعروف فتلک عامل من عمال الله وعامل الله لایخیب ولایندم (۳۹) ; بهترین زنان شما زنی است که دارای بویی خوش و دست پختی خوب باشد . هنگامی که خرج می کند، بجا خرج کند، و هنگامی که خرج نمی کند بجا از خرج کردن خودداری ورزد . چنین زنی کارگزاری از کارگزاران خداست و کارگزار خدا نه ناامید می شود و نه پشیمان .»

آرایش فقط برای شوهر

۳۹- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان من خیر نسآءکم . . . المتبرجه من زوجها الحصان عن غیره (۴۰) ; بهترین زنان شما آن زنی است که برای شوهرش آرایش و زینت می کند، اما از بیگانگان خود را می پوشاند .»

از تو سپاسگزارم

۴۰- امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«خیر نسآءکم التی ان اعطیت شکرت وان منعت رضیت (۴۱) ; بهترین زنان شما آن زنی است که چون به او چیزی داده شود، سپاسگزاری کند و اگر به او چیزی داده نشود راضی باشد .»

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 3
برچسب ها : ,اخلاق شوهر نسبت به همسر ,محبت به همسر ,مدارا با همسر ,همسر داری حضرت علی ,همسرداری خوب,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 20:44 توسط rahelefeizi |

با ۵روش همسرتان را عاشقتان کنید

همسرداری خوب

عاشق بودن در زندگی زناشویی یکی از رازهای داشتن تداوم زندگی زناشویی و پایدار بودن در ازدواج است. شما هم اگر میخواهید همسرتان را عاشق خودتان کنید باید ۵ روش زیر را امتحان کنید.
توصیه‌هایی عالی مخصوص همه زوج‌ها
همسرتان را عزیز کنید، به شوهرتان احترام بگذارید

هسته اصلی نیاز احساسی خانم‌ها عزیز شدن است. این مسئولیت شماره یک همه شوهرهاست. معنی آن این است که باید کاری کنید که همسرتان احساس کند دوستش دارید و قدرش را می‌دانید، اینکه او اولین اولویت زندگی شماست.
هسته اصلی نیاز احساسی مردها هم این است که مورد احترام همسرشان باشند. وقتی به خانه می‌آید دوست دارد احساس کند که حداقل یک نفر در دنیا هست که فکر کند او فردی باکفایت و لیاقت است. منظورمان این است که وقتی شوهرتان به خانه می‌آید، تلفن را قطع کنید و به استقبال او بروید.
با همدیگر مثل دوست‌هایی خوب رفتار کنید

یکی از هفت نعمتی که به زن و شوهر داده شده است این است که باید دوستانی صمیمی با هم باشند.
اصل دوستی بر این است که دو طرف باید به احساسات و نیازهای طرف‌مقابل خود ارزش و احترام بگذارند. یعنی هرچه که برای تو مهم است برای من هم باشد. این رمز این است که همسرتان همیشه احساس دوست داشته شدن کند.
چهار فعل طلایی را به خاطر داشته باشید : گوش دادن، کنار آمدن، بازسازی کردن، قدردانی کردن

در همان ابتدای ازدواجتان با هم توافق کنید که یک قانون اصلی داشته باشید : هر چقدر هم که ناراحت باشید، هیچوقت با هم درگیری لفظی پیدا نکنید. این نوع و جنگ و جدل‌ها فقط مشکلات را بدتر کرده و رابطه را هم خراب می‌کند. درعوض، سعی کنید این چهار فعل طلایی را در زندگی‌تان پیاده کنید:

گوش دادن : این کار برای کنار هم کار کردن و حل مشکلات لازم است. به همسرتان اجازه دهید بدون اینکه حرف‌هایش را قطع کنید صحبت کند و بعد آنچه که گفته شده را تکرار کنید. این همسرتان را مطمئن می‌سازد که حرف‌هایش را خوب گوش کرده‌اید.

کنار بیایید : سعی کنید مشکلات را طوری حل کنید که هر دو شما از راه‌حل انتخابی شاد و راضی باشید. نباید هیچکدام از شما به اجبار به خاطر طرف مقابل راه‌حل را بپذیرد.
بازسازی کنید : وقتی به همدیگر صدمه احساسی می‌زنید، باید بتوانید این دلشکستگی را ترمیم کرده و احساس عصبانیت و خشم طرف‌مقابل را برطرف کنید. باید به دنبال بازسازی ۱۰۰٪ باشید. حتی کمی خشم می‌تواند دیواری از کینه و تلخی بینتان ایجاد کند.
قدردانی کنید : هیچ وقت نمی‌توانید به اندازه کافی از همسرتان تشکر کنید. سعی کنید هر کاری که برایتان انجام می‌دهد را فهمیده و آن را با قدردانی نشان دهید.
مرزهایی قوی بسازید

همسرتان اولویت درجه یک شماست، نه والدینتان، خویشان و نزدیکانتان، دوستانتان، فرزندانتان، همکاران یا سرگرمی‌هایتان. مرزهایی محکم ایجاد کنید که نشان دهد برای ازدواجتان ارزش قائلید و به هیچکس و هیچ‌چیز اجازه نمی‌دهید رابطه‌تان را ضعیف کند. این یعنی قبل از نیازهای والدینتان به نیازهای همسرتان برسید و بعد از کار سعی کنید به اندازه کافی برای همدیگر وقت بگذارید.
هر روز به همدیگر لذت بدهید

ازدواج یعنی کاری کنید که طرف‌مقابلتان احساس خوبی پیدا کند و به صورت روزانه به او لذت بدهید (البته همانطور که خودش دوست دارد). اگر خانمتان می‌گوید از گل زنبق خوشش می‌آید، چون خودتان فکر می‌کنید گل رز رمانتیک‌تر است، برای او رز نخرید.
یاد بگیرید همسرتان چطور دوست دارد به او لذت بدهید، چه محبت فیزیکی باشد، چه جملات محبت‌آمیز، چه هدیه دادن، کمک کردن و یا گذراندن وقت با او — و عادت کنید این کارها را به صورت روزانه برایش انجام دهید. مطمئن باشید از لذت دادن بیشتر از لذت گرفتن لذت خواهید برد.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 9
برچسب ها : ,ازدواج موفق ,عاشق بودن در زندگی ,همسرداری حضرت علی علیه السلام ,همسرداری حضرت فاطمه ,همسرداری عالی,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 20:43 توسط rahelefeizi |

۶ درس حضرت فاطمه(س)به بانوان

همسرداری حضرت فاطمه

درس حضرت فاطمه به بانوان

درست زیستن و معاشرت کردن با همسر و فرزندان و سامان بخشی به امور خانه و زندگی در سیره حضرت زهرا(س) به صورت تکامل یافته خودنمایی می کند و این مهم ایشان را به عنوان الگویی در مسائل حوزه خانواده برای همه دوران تاریخ قرار داده است.

آن حضرت(س)، آیین خانه داری و همسرداری را به خوبی مراعات می کردند و سراسر زندگی شریفشان، درس هایی برای همه زنان است که باید فراگیرند تا به سعادت و خوشبختی برسند.

در ادامه به گوشه ای از رفتار و خصلت های آن حضرت(س) در مسائل خانوادگی خواهیم پرداخت.

ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان

حجت الاسلام دکتر محمدمهدی بهداروند در ماهنامه پیام زن می نویسد: در سیره عملی حضرت زهرا (س) توجه به شخصیت بخشی فرزندان و ایجاد اعتماد به نفس در آن ها کاملا مشهود است. از جمله ابزارهایی که روح اعتماد به نفس و مشکل ستیزی را در کودک زنده نگه می دارد، مسابقه و رقابت های سازنده است. رو به رو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم کردن امکان رقابت برای آن ها، باعث بالا رفتن حس اعتماد به نفس در آن ها می شود. این مسئله به قدری ارزشمند و سرنوشت ساز است که والدین کودک باید برای آن برنامه ریزی کنند. حضرت زهرا(س) برای ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان خود آن ها را به مسابقه و ورزش تشویق می کردند. از جمله نمونه های دیگر برای شخصیت بخشی به فرزندان، تقویت روحیه شادابی، نشاط و محبت در بین افراد خانواده است؛ چرا که افراد خموده و پژمرده، برای انجام امور کارایی لازم را ندارند.

محبت و مهرورزی به فرزندان

دانشمندان علوم تربیتی معتقدند کودکان در هر سنی به محبت و اظهار علاقه نیازمندند. کودک می خواهد پدر و مادر او را دوست داشته باشند و نسبت به او اظهار علاقه کنند. برخلاف تصور برخی والدین کودک پیش از آن که به لباس، خوراک و محل زندگی توجه داشته باشد به این توجه دارد که آیا والدینش او را دوست دارند یا نه؟ درس محبت در خانه حضرت زهرا(س) به طور کامل ارائه می شد و آن حضرت که خود از سرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا(ص) سیراب شده و قلبشان کانون محبت به همسر و فرزندانش بود، در این باره نیز وظیفه مادری خود را به بهترین شکل انجام می دادند.

سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت فاطمه زهرا(س) را دیدم، که مشغول آسیاب کردن غله است. فرزندش حسین(ع) به گریه افتاد و بی تابی می کرد.

عرض کردم: برای کمک به شما، غله را آسیاب کنم یا بچه را آرام کنم؟ حضرت فرمودند: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید. (کتاب الگوهای رفتاری حضرت زهرا(س) نوشته آیت ا… سیدمحمد حسینی شاهرودی)

آیین همسرداری

برای یک زن بزرگ ترین موفقیت و ارزش، این است که در شئون گوناگون زندگی، خشنودی همسرش را به دست آورد و از هر گونه عملی که موجب ناراحتی شوهر می شود پرهیز کند.

حضرت علی(ع) می فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری است» زن برای این که بتواند در این جهاد پیروز باشد، باید تمام سعی و تلاش خود را به کار گیرد تا خانه را محل آرامش مرد قرار دهد. الگوی همسرداری حضرت زهرا(س) بهترین الگو برای زنان مسلمان است. رفتار حضرت زهرا(س) با همسرشان امیر مومنان(ع) در عالی ترین مرحله صفا و مهربانی بود. نه تنها هرگز خاطر ایشان را نرنجاندند بلکه یاوری مهربان برای ایشان بودند.

حضرت علی(ع) می فرمایند: «سوگند به خدا، من زهرا(س) را تا آن زمان که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نساختم و در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم. او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و عملی از او سر نزد تا باعث ناخشنودی من شود.» (کتاب الگوهای رفتاری حضرت زهرا(س)) و همچنین نقل است که امام علی(ع) فرمودند: «هرگاه به چهره زهرا(س) نگاه می کردم، هر گونه غم و اندوه از من برطرف می شد.» (کتاب کرامات و مقامات عرفانی حضرت زهرا(س) نوشته سیدعلی حسینی)

انفاق گروهی در خانواده

حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) طبق نذری که کرده بودند سه روز، روزه گرفتند. شب اول هنگام افطار فقیری در خانه ایشان را زد، حضرت علی(ع) افطار خود را به او داد. حضرت فاطمه(س) و فرزندانشان نیز به ایشان اقتدا کردند و افطار خود را به فقیر دادند و با آب افطار کردند. شب دوم یتیمی در خانه ایشان را زد و باز افطار خود را به او دادند. شب سوم نیز اسیری آمد و چیزی طلبید، این بار نیز افطار خود را به او دادند. آنگاه از سوی خدای متعال آیه «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا» نازل شد که اشاره به ایثار و انفاق آن بزرگواران دارد. (کتاب امالی صدوق، صفحات ۲۱۲ و ۲۱۶) چنین رفتارهایی از حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) روحیه انفاق را در بین فرزندان شان تقویت می کرد.

تشویق فرزندان به فراگیری علم

حضرت زهرا(س) از همان آغاز کودکی فرزندانشان، عبادت خدای تعالی را در روح و روان ایشان تثبیت کردند و از همان آغاز به آن ها علم آموختند و ایشان را برای کسب معارف و تشویق در فراگیری علم، آماده می کردند.

به عنوان مثال به فرزندشان امام حسن(ع) که هفت ساله بودند، می فرمودند: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن.» (کتاب نگاهی به زندگی حضرت زهرا نوشته محمدمهدی اشتهاردی)

تقسیم کار منزل با همسر

امام صادق(ع) می فرمایند: «… علی(ع) آب و هیزم می آورد و حضرت فاطمه(س) آرد می کرد، خمیر می ساخت، نان می پخت و لباس ها را وصله می زد.» (کتاب روضه الکافی، صفحه ۱۶۵)

امام علی(ع) فرموده اند: «فاطمه به قدری با آسیاب دستی آرد کرد تا دست هایش مجروح شد و آن قدر خانه روبی کرد و برای پخت و پز آتش زیر دیگ نهاد که لباس هایش گردآلود و دودی شد و در این امور زحمت و رنج بسیار به او می رسید …» (بحار الانوار، جلد ۴۳، صفحه ۲۳) پیامبر(ص) نیز به فاطمه(س) کمک کردند.

رسول خدا(ص) به منزل حضرت علی(ع) وارد شدند، ایشان را دیدند که همراه فاطمه(س) مشغول آسیاب کردن هستند، پیامبر(ص) فرمودند: «کدام یک خسته تر هستید؟» حضرت علی عرض کردند: «فاطمه ای رسول خدا!» پیامبر(ص) به فاطمه(س) فرمودند: «دخترم برخیز» و حضرت فاطمه(س) برخاستند و پیامبر(ص) به جای ایشان نشستند و علی(ع) را در آرد کردن دانه ها یاری فرمودند.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 3
برچسب ها : ,زندگی موفق ,شوهرداری خوب ,مهارت همسرداری ,همسرداری آیین ,همسرداری در اسلام,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 20:42 توسط rahelefeizi |

همسرداری در خانه حضرت علی علیه السلام

همسرداری

از آنجا که همسرداری امری است دو جا نبه، در این بخش به جای همسرداری علی (ع) ، عنوان همسرداری در خانه علی (ع) انتخاب گردید لذا به چند اصل از اصول حاکم در همسرداری خانه علی (ع) و فاطمه زهرا (س) اشاره می گردد:

۱- پرهیز از خواسته های مادی و تلاش در جهت جلب رضایت همسر:

– فاطمه جان! آیا غذایی داری تا از گرسنگی بیرون آیم؟

– دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم آنچه بود به شما و فرزندانم حسن و حسین دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردیم.

– فاطمه جان ! چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟

حضرت زهرای اطهر، نگاه نجیبش را بر زمین انداخت و فرمود:

یا ابا الحسن ! انی لا ستحیی من الهران اکلف نفسک ما لا تقدر علیه

ای اباالحسن! من از خدایم شرم دارم که از تو چیزی درخواست نمایم که مقدورت نباشد.

و اینگونه خانه علی و زهرا، کانون مودت و محبت و رحمت می شود، و علیرغم وجود همه مشکلات و سختیها و مصائب که در زندگی مشترک علی (ع) و زهرا (س) بیش از هر خانه دیگر وجود داشت، به اعتراف خود امیرالمؤمنان نگاه به چهره همسر کردن باعث زدوده شدن هرگونه غم و اندوه می گردد:

((سوگند به خدا، من زهرا (س) را تا آن هنگام که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین و مجبور به کاری ننمودم، او نیز مرا خشمگین نکرد و هیچگاه موجب ناخشنودیمن نشد… من هر گاه به چهره زهرا (س) نگاه می کردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف می شد…))

آری این خانه، خانه ای است که از مظاهر رفاه مادی در آن هیچ یافت نمی کنی و لیکن همجواری با همسر و شریک زندگی را مایه آرامش می یابی.

۲- تقسیم کار در خانه:

یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده تعیین حدود مسؤولیت افراد در خانواده است.

رسول خدا در اولین شب ازدواج علی (ع) و زهرا (س) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد غذایی را علی (ع) انجام دهد.

پس از آن بود که حضرت زهرا (س) فرمود:

جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است،‌ بازداشت.

۳- فرمان پذیری و رعایت حق مدیریت شوهر در خانه:

البیت بیتک و المره زوجتک إفعل ما تشاء

علی جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه می خواهی انجام بده.

این پاسخ زهرای اطهر در جواب درخواست علی (علیه السلام) برای ورود عمر و ابوبکر به خانه و پس از ماجرای به آتش کشیدن در منزل و مصدوم شدن حضرت زهرا (س) است.

۴- آرایش و زینت برای همسر

رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است و در زندگی علی (ع) و زهرا (س) نیز این اصل خود ر به خوبی نشان می دهد. نقل است پیامبر برای شب عروسی حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و زهرا (س) نیز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

۵- یاری رساندن به همسر

یا رسول الله هر دو دستم به علت آرد کردن گندم با آسیای دستی ورم کرده،‌زخم شده است.

دیشب را تا صبح به آرد کردن گندم مشغول بودم و علی نیز فرزندانم حسن وحسین را نگهداری می کرد.

و همین همراهی و دلجویی علی (ع) بود که زهرا (س) را در تحمل مصائب و مشکلات کارهای خانه یاری کرده و حتی تحمل زخم دست را هم بر او آسان می کرد. در آن سو هم هنگامی که علی (ع) از جهاد و جبهه جنگ برمی گشت، فاطمه (س) استقبال گرمی از او می کرد، شمشیر او را گرفته و می شست. در تمام فعالیتهای علی (ع) او را همراهی می کرد و نسبت به مسائل او و جامعه حساسیت نشان می داد و به این شکل با همراهی ، همفکری و رغبتی که در خود نشان می داد خستگیها و مرارتهای بیرون را از جسم و روح او دور می کرد.

۶- حاکمیت روح عاطفی و نگاههای محبت آمیز در خانه

شیرین ترین اوقات زندگی ، لحظاتی است که انسان چشم به معشوق خود می دوزد و او را می نگرد و عاشقانه با او صحبت می کند و نهایت عشق و عاطفه خود را در کلام و نگاه ابراز می دارد.

زندگانی علی (ع) و زهرا (س) پر است از این لحظات عاشقانه و شیرین.

علی (ع) می گوید: ((دائماً به او می نگریستم و از دلم غم و اندوهها برطرف می شد.))

و فاطمه (س) خطاب به همسرش می گوید:

علی جان ! جانم فدای تو ! جان و روح من سپر بلای جان تو ! یا اباالحسن همواره با تو خواهم بود. چه در خیر و نیکی به سر ببری، چه در سختی ها و بلاها گرفتار شوی، همواره با تو خواهم بود.

و چه نیکو کلام خود را به اثبات رسانید و جان خویش را در طبق اخلاص نهاد و فدایی علی (ع) شد.

۷- اهمیت دادن به تفریح، مزاح و شادی در روابط

اگر چه خانه علی و زهرا، کانون ساده زیستی،‌ زهد، ایثار، انفاق، جهاد، سیاست،‌ اندیشه، شجاعت و هزاران فضیلت دیگر بود و اگر چه آنها مظلوم ترین انسانهای عالم هستند و عمری پررنج و مصیبت داشتند !‌و لیکن زندگی آنان خالی از لحظات شیرین و دلپسند تفریح و شادی هم نبود. چرا که علی (ع) و زهرا (س) هم انسانند و انسان هم به شادی و تفریح احتیاج دارد،‌اما از آنجا که علی و زهار در بالاترین مراتب انسانیت قرار دارند، تفریح و شادیشان هم متناسب با روح متکاملشان و به دور از هر گونه، افراط و تفریط است.

مروری بر چند نمونه زیبا از زندگی سراسر زیبای این بزرگواران مؤید مطالب فوق است :

– در شب عروسی شان، اگر چه زنان دف می زنند و سرودهای شاد می خوانند، اما فضای مجلس خالی از تکبیر و سرودهای معنوی هم نیست.

– در صحنه ای دیگر زهرا (س) را مشاهده می کنیم که در حضور علی (ع) با فرزندش حسین مشغول بازی کردن است و به او می فرماید :

انت شبیها بأبی لست شبیها بعلی

تو به پدر من پیامبر شبیهی و به پدرت علی شباهتی نداری

و این موجب خنده و تبسم حضرت علی (ع) می شود.

– در جای دیگری علی (ع) و زهرا (س) را مشاهده می کنیم که به اتفاق به صحرا رفته اند و به هنگام خوردن خرما و در قالب گفتگو و مفاخره ای شنیدنی، تفریحی شیرین و دلپسند دارند.

علی (ع) می فرماید: ای فاطمه ! رسول خدا ، مرا بیشتر از تو دوست می دارد. و حضرت زهرا (س) پاسخ می گوید: از سخن تو تعجب می کنم ! آیا می شود پیامبر اکرم (ص) تو را بیش از من دوست داشته باشند، در حالیکه من میوه دل او و عضوی از پیکرش و شاخه ای از شاخسارش می باشم و غیر از من فرزندی ندارد.

پس از آن به نزد پیامبر رفتند و صحبتشان را در حضور پیامبر ادامه دادند، ابتدا فاطمه (س) پیش دستی کرده و عرض کرد:

ای رسول خدا ! کدام یک از ما دو نفر نزد تو محبوب تریم، من یا علی؟ رسول خدا (ص) فرمود:

تو به من محبوب تری و علی از تو برای من عزیزتر است !

و پس از آن باز هم علی (ع) است و زهرا (س) و مفاخره ای شیرین و شنیدنی :

علی (ع) : آیا من به تو نگفتم که فرزند فاطمه باتقوایم؟

زهرا (س) : من نیز دختر خدیجه کبرایم

علی (ع) : من فخر کائناتم

زهرا (س) : من دختر کسی هستم که نزد خدا آنچنان گرامی شد که گویی به فاصله دو کمان یا نزدیکتر نسبت به پرودگارش قرار گرفت.

علی (ع) : خدمتگزارم جبرئیل است.

زهرا (س) : خطبه ام را در آسمان، راحیل خوانده است و خدمتگرارانم گروههای فرشتگان یکی پس از دیگری هستند.

علی (ع) : من در جایگاهی رفیع و بلند زاده شدم.

زهرا (س) : من هم در مقام والا و بلند مرتبه به ازدواج و همسری تو در آمدم…

علی (ع) : شیعیان من از دانشم می نگارند.

زهرا (س) : ظرف دانش شیعیان من نیز از دریای علمم لبریز می شود.

علی (ع) : من کسی هستم که خداوند اسم مرا از اسم خود مشتق ساخته، او عالی است و من علی.

زهرا (س) : من نیز چنین ام، او فاطر است و من فاطمه.

و زندگی کوتاه علی (ع) و زهرا (س) پر است از این قطعات تاریخی و صحنه های زیبا و شنیدنی که نشانگر با نشاط و زیبا بودن زندگی ایشان است علیرغم تمام مشکلات و گرفتاریهای آنان.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 3
برچسب ها : ,آرایش و زینت برای همسر ,اطلاعات در مورد همسرداری ,برخورد صحیح با همسر ,بهترین همسرداری ,شیوه برخورد با همسر,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 20:41 توسط rahelefeizi |

مهارت های لازم برای همسرداری

همسرداری

مهارت های همسرداری

وقتی زندگی مشترک شروع می‌ شود، زن و مرد هر یک به نوبه ‌ی خود آگاهانه یا ندانسته متعهد می ‌شوند که برای ایجاد و داشتن زندگی مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند. در زندگی مشترک، هر چند خیلی از عوامل بیرونی را نمی ‌توان کنترل‌ کرد و…………

رمز و راز همسرداری

وقتی زندگی مشترک شروع می‌ شود، زن و مرد هر یک به نوبه ‌ی خود آگاهانه یا ندانسته متعهد می ‌شوند که برای ایجاد و داشتن زندگی مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند.

در زندگی مشترک، هر چند خیلی از عوامل بیرونی را نمی ‌توان کنترل‌ کرد و هم ‌چنین برای بسیاری از زوج‌ ها، انتخاب و برداشت‌ از رویدادهای پیرامون، ناآگاهانه و ناهوشیارانه است اما:

زوج‌ هایی که دارای آگاهی و مهارت‌ های لازم هستند و می ‌توانند بر ذهن خود مدیریت ‌کنند، باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی می ‌کنند و در بیش‌تر موارد از مسائل، آگاهانه و هوشیارانه برداشت مثبت می ‌نمایند و رابطه ‌ی زناشویی خود را رضایت ‌بخش‌ تر و جذاب ‌تر و بالنده ‌تر می ‌سازند.

زوج‌ های موفق معتقدند که باورها، اندیشه‌ ها، گفتار و رفتارشان را خود انتخاب می ‌کنند و همه ‌ی عملکردهای ‌شان، بازتاب انتخاب ‌های درست یا اشتباه و آگاه یا ناآگاه خودشان است. آنان عقیده دارند که کیفیت زندگی مشترک و زناشویی ‌شان، همان ‌چیزی‌ست که یا خواستار آن بوده و یا زیربار آن رفته‌اند و مسۆولیت آن را برعهده‌‌ گرفته و نتایج مربوطه را می‌ پذیرند و درصورت اشتباه، اقدام به جبران آن می ‌کنند. این زوج‌ ها به ‌راحتی احساس ‌های خود را بروز می ‌دهند و با مذاکره و احترام ‌گذاشتن به نظرات یکدیگر و درک همدیگر، زندگی مشترک ‌شان را در مسیری رضایت‌ بخش و جذاب قرارمی ‌دهند.

در هر پیش‌ آمدی اگر بدانیم که من، شما و هر زن و شوهری در برابر حوادث و گزینه ‌های زندگی خود مسۆولیم و حق انتخاب داریم و هر پیش ‌آمدی را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قراردهیم، مغز بیش‌ تر فعالیت می‌ کند و هرچه مغز بیش‌ تر کار کند، مسائل ‌‌مان بهتر حل می ‌شود. بنابراین با ارتقای آگاهی، تمرین، تکرار و استفاده ‌ی بیش‌ تر از مغز، می ‌توان به ‌موقع و به ‌درستی اقدام ‌کرد و در هر شرایطی آگاهانه ‌تر، خلاقانه ‌تر، مهربانانه ‌تر، همدلانه ‌تر و جسورانه ‌تر تصمیم‌ ‌گرفت و کنش یا واکنش نشان ‌داد.

اگر در یک ارتباط زن شوهری مسیرهای انتخابی، مثبت، سازنده و درست باشد، به احساس‌ ها، گفته ‌ها و نیازهای هم توجه کنند، در هر شرایطی مسۆولیت‌ پذیر باشند، رفتار همدلانه و عاشقانه ‌ای با هم داشته باشند، با حفظ حرمت همدیگر و با انعطاف‌ پذیری و صداقت، درخواست ‌ها و پیشنهادها یی جهت بهتر ساختن زندگی مشترک ارائه دهند، در برابر موانع و مشکلات مسۆولانه و با جدیت اقدام نمایند و با صراحت و روراستی، اندیشه ‌ها و احساس‌ های خود را بیان و همدیگر را بهتر درک ‌کنند، می ‌توانند به تداوم زندگی مشترک رضایت‌ بخش، کمک شایانی نمایند.

در ادامه تعدادی از روشهای برخورد زوجین موفق به شما عزیزان هم پیشنهاد می گردد:

خواسته‌هایتان را به روشنی بیان کنید: زندگی مشترک یک بازی که بر پایه حدس و گمان باشد، نیست. بسیاری از مردم، اعم از مرد و زن از بیان صریح خواسته‌های خود بیم دارند و در نتیجه بر آنها سرپوش می‌گذارند و نتیجه این پنهان‌کاری، نومید شدن از رسیدن به خواسته‌هایشان و خشم گرفتن بر همسری است که از برآورده کردن خواسته‌های ناگفته آنان کوتاهی کرده است. ایجاد روابط صمیمی با همسر، بدون صداقت و درستی در گفتار و کردار امکان‌پذیر نیست. به یاد داشته باشید که همسرتان فکرخوان شما نیست، یعنی علم غیب پی بردن به درون و افکار شما را ندارد.

به‌خود و همسرتان به چشم یک تیم دو نفره بنگرید: یعنی اینکه هر دوی شما، انسان‌های منحصر به فردی هستید با نگرش‌ها و توانمندی‌های متفاوت؛ و همین تفاوت‌ها بیانگر ارزشمند بودن شما به‌عنوان یک تیم است.

مسائل را به موقع حل کنید: اجازه ندهید وجودتان انباشته از خشم شود. تقریبا هر اشتباه یا مشکلی که در روابط زناشویی روی می‌دهد می‌تواند به احساسات دو طرف آسیب برساند، آنها را رودرروی هم قرار دهد و در نتیجه آنها را از هم دور و یا حتی دشمن کند.

گوش کنید، صادقانه گوش کنید: بدون هیچ داوری، به نگرانی‌ها و گله‌های همسرتان گوش دهید. بیشتر وقت‌ها، فقط و فقط داشتن کسی که به حرف‌ها و درددل‌های ما گوش کند، تنها چیزی است که برای حل مسائل‌مان نیاز داریم. درک یکدیگر در زندگی مشترک، حیاتی است.سعی کنید به مسائل دنیای پیرامون خود از منظر چشم همسرتان نگاه کنید، دنیا را فقط از دریچه چشم خودتان نبینید.

برای حفظ روابط صمیمانه با همسرتان، کوشا باشید: یکرنگی و یکدلی اتفاقی به وجود نمی‌آید. در نبود این یکرنگی و یکدلی، انسان‌ها از هم دور می‌شوند و روابطشان آسیب می‌بیند. داشتن روابط موفق، مستلزم سال‌ها توجه مستمر است.

هرگز قدرت زیبا جلوه کردن و سر زنده بودن را دست کم نگیرید: روابط زناشویی، خوب است، اما نجواهای عاشقانه شیرین‌تر است. حفظ روابط زناشویی آسان است، اما ایجاد صمیمیت و نزدیکی مشکل. این کار به صداقت و راستی، صراحت در گفتار، بیان خود، در میان گذاشتن نگرانی‌ها و نیز علایق خود، ترس‌ها، دلتنگی‌ها و همین طور امید و آرزوها نیاز دارد.

به آینده فکر کنید: ازدواج توافقی است برای گذراندن آینده باهم. همواره خواسته‌ها و آرزوهایتان را با هم در میان بگذارید تا اطمینان یابید که هر دوی شما در این مسیر باهم هستید. خواسته‌ها و آرزوهای خود را همواره به روز در آورید.

انرژی خود را حفظ کنید، سالم و با نشاط بمانید: قبول کنید که تمامی زندگی‌های مشترک، افت‌و‌خیز‌های خودشان را دارند و همیشه حوادث زندگی بر وفق مراد نیست، اما همکاری و همفکری در مواقع سخت، روابط زناشویی را محکم تر می‌کند.

عشق را مطلق تصور نکنید: عشق کالایی نیست که داشته باشید یا نداشته باشید. عشق احساسی است با فرازونشیب‌هایش و این بستگی به نحوه برخورد شما دارد. و در پایان لازم به یادآوری است که اگر شیوه‌های نوین برقراری ارتباط را یاد بگیرید، آن‌گاه امواج این احساس زیبا دوباره به سوی شما روان خواهند شد، حتی دلپذیر‌تر از قبل خواهند بود.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 8
برچسب ها : ,آیین همسرداری ,مهارت های همسرداری ,همسرداری در اسلام ,همسرداری عالی ,همسرداری موفق,
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1396ساعت 20:39 توسط rahelefeizi |

صفحه قبل 1 صفحه بعد
تبلیغات متنی
بک لینک ارزان
تبادل لینک رایگان
تبادل لینک رایگان